چرامهمون برام میاد روز اول خوبم ازروز دو به بعد لقمه هاشو میشمارم چقد زشت مگه نه؟.برادر مجردم اومده خونم بعد من تو دلم میگم چرا نمیره خونش اخه اینجا خودش خونه داره میخاد چندروز بمونه یه چی بگید من آروم شم خیلی آدم بدیم ارخودم خجالت میکشم.
من کاری به لقمه و اینا ندارم ولی مهمون برام بیاد بعد دو روز واقعا خسته کننده میشه برام حتی خانواده ی خودم باشه دوست دارم اگه جایی میرم زود برگردم کسی هم میاد خیلی نمونه
آقایون به هیچ وجه تو تاپیکای من شرکت نکنند ، یه آبان ماهی مظلوم 😁. پسرعزیزم عاشقتیم،دختر قشنگم،مرسانا یکی یه دونه ی مامان و بابا،،نی نی سایت جز تفریحات و سرگرمی منه
من لقمه نمیشمارمینی حاضرم پولم بدم برن رستوران ولی نمیتونم مهمون طولانی تحمل کنم نه خانواده خودم نه ...
زیر پستت منم همین کلمات رو نوشتم چقدر شبیه
آقایون به هیچ وجه تو تاپیکای من شرکت نکنند ، یه آبان ماهی مظلوم 😁. پسرعزیزم عاشقتیم،دختر قشنگم،مرسانا یکی یه دونه ی مامان و بابا،،نی نی سایت جز تفریحات و سرگرمی منه
منم همین طوریم بخدا روز اول بهترین پذیرایی رو میکنم روزای بعدم خوبم ولی دوس دارم زود بره
فکر کنم اکثرا این طور باشن مثلا کسی هست بگه دوست دارم مهمون بیاد و خیلی بمونه؟
آقایون به هیچ وجه تو تاپیکای من شرکت نکنند ، یه آبان ماهی مظلوم 😁. پسرعزیزم عاشقتیم،دختر قشنگم،مرسانا یکی یه دونه ی مامان و بابا،،نی نی سایت جز تفریحات و سرگرمی منه
این به معنی آدم بد بودن نیست، خب ممکنه هر کسی از پذیرایی کن مهمون خوشش نیاد،
و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت میکشند گریه کردم. دخترهایی که بعدها از خود متنفر میشوند و مثل یک درخت توخالی ، پوستهای بیش نیستند. و عاقبت به روزی میافتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمیدانند چرا زندهاند…