2821
2789
عنوان

نگرش پیامک

4399 بازدید | 13 پست

سلام من میخوام تجربه کاری خودم رو در مورد شرکت نگرش پیامک نوید فردا بنویسم 

دنبال کار می‌گشتم برای چرخاندن زندگیم تا در یکی از پیجهای اینستاگرام آگهی استخدام با حقوق ثابت و پورسانت و بیمه و درآمد عالی رو دیدم پیگیر شدم و رفتم برای مصاحبه اونجا یه فرم پر کردم و گفته بودن مدارک شناسایی هم با خودم ببرم فرم و مدارک رو از من گرفتن و گفتن برو پشت یکی از صندلیها بشین برای آموزش ، من که اصلا نمی‌دونستم قراره چی کار کنیم از هر کسی هم پرسیدم درست جوابمو نداد و من یکم مردد شدم رفتم مدارکمو بگیرم که گفتن شما باید پشیمان کرد بدی گفتم چرا گفتن چون آموزش دیدی و برای ما هزینه داره گفتم من همین الان فرم پر کردم کدوم آموزش که مدارک و فرم منو بردن قسمت حراست دادن و مسیول حراست گفت میخوای خوب پول دربیاری یا نه گفتن بله گفت پس تصمیم تو بگیر و به بقیش کاری نداشته باش دوباره رفتم رو صندلی نشستم و یه نفر اومد و شروع کرد به گفتن و ما نوشتیم و یک هفته طول کشید تا اون متنو کامل کامل حفظ کنیم ، بعد باید به رییس هر واحد یا طبقه دقیقا اون متنو پاسخ می‌دادیم بعد که تایید شدیم و همه امضا کردن یه کارت خوان و چند تا برگه قرارداد دادن به ما و گفتن برو تو منطقه حالا کدوم منطقه جایی که پیشوا اعلام می‌کنه ، پیشوا کیه مدیر عامل شرکت که برای پرسنل کمتر از خدا نیست و میپرستنش ، بالاخره رفتیم تو منطقه و صبح باید با طلوع آفتاب شروع کنی بالای چهارصد تا عکس از تابلو مغازه های اون منطقه بگیری و بفرستی برای مدیر واحد فروش که بهش میگن راهبر اونم بده دست زیر مجموعه که از هشت صبح زنگ بزنن به شماره های روی تابلوهایی که تو عکس گرفتی و فرستادی و اون متنی رو که حفظ کردن درباره سامانه پیامکی برای همه از پشت تلفن بگن و برگه فیکس بگیرن که مثلاً منی که نماینده شرکت تو اون منطقه هستم برم سر قرارداد و دوباره مطالب رو حضوری توضیح بدم و پول بگیرم و قرارداد باهاشون ببندم ، اما نکته اینجاست که خیلی از این تبلیغات پیامکی که مشتری انتظار داده وقتی پول میده ارسال بشه اصلا ارسال نمیشه و دست مردم اون مناطق نمی‌رسه حالا بیا و ثابت کن که ما شارژ کردیم و پول دادیم اما هیچ پیامکی دست مردم اون شهر محل و خیابون نرفته که زیر بارش نمیرن و الکی موقع قرارداد میگن ضمانت میدیم استفاده کردی نتیجه نگرفتی پولتو تمام و کمال پس میدیم که حالا طرف باید در بدر بدوه دنبال پولش و پشتیبانی هم جواب نمیده یا قطع می‌کنه و همون اول قرارداد زنگ میزنم و با یک کار حرفه ای صدای مشتری رو ضبط می‌کنه که از خدمات رضایت کامل داره تا بعدا بر علیه خود مشتری استفاده کنه که من به عنوان نماینده شرکت بارها و بارها گیر افرادی افتادم که با شرکت قرارداد بسته بودن ناراضی بودن و میخواستم پولشون برگرده و کار به دعوا و کلانتری و ... هم کشیده شده ، و بعد از زخمی کردن کار و بستن قرارداد باید الکی از انحصاری کردن مشتری در منطقه و صنف خودش حرف بزنیم و یه سری خدمات دیگه هم براش بالا پایین کنیم که اگر قراره اول دو میلیون پول بده یهو میرسه به 36 میلیون با اسمهای پکیج های طلا و زمرد و یاقوت و الماس 

حالا جالب اینجاست ما ساعت پنج باید بلند بشیم بریم 400 تا عکس بگیریم بفرستیم و ساعت نه یه نفر به اسم آموزشیار که وظیفه داره پرسنل زیر دستش که ما باشیم رو با جملات انگیزشی شستشوی مغزی بده که برو امروز روز تویه باید بترکونی و .... زنگ میزنه و روی هر قرارداد اگر تونستیم پول بیشتر بگیریم از مشتری که هیچ اما اگر نتونستیم باید با ترفند وصل کنیم به آموزشیار که اون پشت بند ما سعی کنه مخ مشتری رو بزنه ، در روز باید سه تا قرارداد حتما بسته بشه تا کمک هزینه اقامت و رفت و آمد و خوراک که روزی 400 تومنه بهت تعلق بگیره وگرنه هزینه هات با خودته دوما اینکه اگر سامانه یا همون قرار داد اول به پکیج تبدیل نشه باید گوساله ملانصرالدین رو آب بدی و کلا حقوقی بهت نمیدن چون هر قرارداد سامانه 250 تومن پورسانت داره ولی گول زدن مشتری و بستن پکیج از دومیلیون تا پنج میلیون پورسانت داره و هر چقدر هم که شما قرارداد بنویسی طبق هیچ اصل و قانونی که نوشته نشده یه مبلغیشو شرکت کم می‌کنه که بهش میگن فلش بک میشه و تا ساعت ده شب سر کاری و تایم مشخص کاری نداری و هر شب هم جلسه و وبینار دارن تا دوباره رو مخت کار کنند که فردا بری و همون کارها رو ادامه بدی ، یه نکته دیگه هم اینه بعد از سه ماه که کار کنی کمک هزینه 400 تومن یا ملا قطع میشه یا تا دویست تومن کاهش پیدا می‌کنه و میگن به اینا فکر نکن فقط سعی کن هر قرارداد او با چنگ و دندون هم شده پکیج کنی که دیگه این موارد به نظرت نیاد ، حقوق ثابت و بیمه هم که اصلا وجود نداره فقط یه بیمه مدنی شرکت داره که اول هر صبح کارشناس باید با کارتش تو هر جایی که فرستادنش یه عکس بفرسته برای راهبر که اگر در هنگام ماموریت اتفاقی براش افتاد شرکت از بیمه مدنی که داره خسارت و دیه و ... رو بده 

شرکت هم یه شرکت خصوصیه که چند تا فامیل با نام پیشوا و جناب ایکس و جناب زد دارن میخورن و میبرن و پول پارو میکنن 

درآمد تیلیاردی دارن ماهانه در میارن و یه تیکه از اون هم به کارمندان بدبختشون میدن 

طرز برخوردشون با پرسنل و کارمنداشون هم مثل فراعنه مصر هست که با شلاق بالاس سرت وایمیستن و دستور میدن و تو فقط باید بگی چشمممممم با این تفاوت که شلاق نمیزنن با خودکار و جریمه دوستت رو میکنن 

خدا رو شکر که من دیگه اونجا نیستم کم درمیارم اما روانم اسودست آرامش دارم دروغ به مشتری نمیگم سر کسی کلاه نمیزارم کسی هم سر کیسه نمیکنم 

اینو نوشتم که فقط افرادی که دارن میرن کار میکنن یا وجدان داشته باشند و با مشتری صادقانه صحبت کنند و قرارداد بنویسند یا اگر میتونن اصلاااا تو این شرکت نرن چون واقعااااااا آرامش و آسایش روانیشون از دست می‌ره 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم امروز به من زنگ زدن برای مصاحبه من حسابدارم بخش حسابداری ولی با صحبت های شما من ترسیدم چون من گفتم برای فروش تلفنی برم نه حسابداری میشه خواهش کنم پیامم را دیدی بهم اطلاع بدی کمکم کن من بچه 8 ساله دارم و نمیتونم با روان ناسالم کار کنم

عزیزم امروز به من زنگ زدن برای مصاحبه من حسابدارم بخش حسابداری ولی با صحبت های شما من ترسیدم چون من ...

عزیزم سلام

شما رفتی اونجا یا نه والا امروز به من زنگ زدند بیا ولی میترسم

عزیزم سلام شما رفتی اونجا یا نه والا امروز به من زنگ زدند بیا ولی میترسم

سلام عزیزم ببخشید شما برای کار رفتین امروز به من زنگ زدن که فردا برم اونجا چطوری بودم من میخوام از کرج برم منم ترسیدم ولی خیلی به کار احتیاج دارم توی این اوضاع

پیرو تجربه ای که داشتید؛ شرکت کاملا کلاهبرداریه. تا مجبور نشن حقوق نمیدن به پرسنل. 2 ماه و نیم باید کار کنید تا ماه اول رو بدن.استعفا هم بدی که کلا نمیدن. پیامک های مشتری ها رو هم یا باید شکایت کنن یا بیان شرکت داد و بیداد کنن تا ارسال شه.در مورد مدیرعامل هم بنده خدا خودش میگه من خدا هستم و فرشته ها رو میبینم! لیدرهاشون هم بنده خداها یکیشون بی پدره! یکیشون با شوهر و بچه تو مخارج زندگیش مونده! یکیشون برای اینکه مدیرعامل براش ماشین بخره روزی 3 بار دست و پای مدیرعامل رو میبوسه! یکیشون تو توهم ازدواج با مدیرعامله! یکی دیگشون هم برای ازدواج با مدیرعامل داره با اون یکی میجنگه! لیدر ارشد هم که خودش سهامداره شرکته!


گشنه ترین و بدبخت ترین قشر جامه دارن توی این شرکت کار میکنن. اکثرا بیماری های روانی دارن و از مواد روانگردان استفاده میکنن. به خاطر پول خانوادشون رو هم میفروشن.

پاتون رو اونجا نزارید. امتحانش نکنید. به هیچ وجه

منم تقریبا دوماه کار کردماخرشم حقوقی بهم ندادنو محیطی به شدت سمی

هم محیطش سمی هست و هم آدماش.

یه زنه اونجا کار میکنه اسم اصلیش حافظیه و اسم مستعار گذاشته روی خودش به نام شمعونی. قبل از شرکت نگرش توی تیمارستان بستری بوده. خانوادش توی یه روستا جنوب کشور زندگی میکنن... زن موجهی نیست... به خاطر فروش بالا دروغ میگه! جملات ناشایست که روم نمیشه بگم به مشتری میگه! برای اینکه کسی جاش رو نگیره هزارو یک کار کثیف انجام میده! و هر کاری که فکرش رو بکنید از دستش برمیاد... اینا رو گفتم که یک نکته رو بگم؛ شرکت نگرش عاشق این زنه هست. بهش پست و مقام داده! حقوق ثابت داده! توی خونه و اتاق خواب مدیر عامل رفت و آمد داره.... میخوام بگم شرکت از این جور افراد هم خوشش میاد و هم شدیدا حمایت میکنه.

منظورم از محیط سمی، یکیش اینه!


2790
2823
2791
2779
2792