خانوما یه پسری بود که همسایمون بود عاشق من بود ولی خانوادم مخالف اونن اونم ادعا داشت که برای همین نیومده خواستگاری بعد الان اون ازدواج کرده و بعدش دوباره بهم پیام داد الان من بهش علاقه مند شدم و اون بهم قول داد ک تنهات نمیذارم و میام خواستگاری الان میگه نمیشه و.... بهانه آورده و میگه فقط چت کنیم ازدواج ما غیر ممکنه منم دوستش دارم از طرفی چند نفر فهمیدن و من آبروم داره میره باهاش ولی اون مثل قبل مصمم نیست از طرفی من نمیتونم با کس دیگه ای ازدواج کنم چون اگه همسرم بفهمه با این حرف زدم طلاقم میده اون اول مصمم بود و گفت تنهات نمیذارم و حالا
لطفا یه راهی بذارید