2821
2789
عنوان

تنهایی

15 بازدید | 0 پست

الان مدتی هستش که پیاده در افکارععمر رفت ه آستد ه میزنم ولی زمانی که داشتم زندگی میکردم سر راهم نیمکت نداشتم و جایی نخوردم که الان اونقدر پرسه میزنم تا طلوع آفتاب هم نمی بینم چون عادت کرده چشمانم فقط سیاهی میبیند ،غافل از آن هستم که طلوعی میکند من بازم درآن سوی خاطرت گم گشته ام وبالاتر از سیاهی رنگی نیست 



2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز