2821
2789
عنوان

خواهرم

105 بازدید | 2 پست

حالم بده خیلی امشب سر سفره داشتیم با مامانم اینا غذا میخوردیم بد یهو بحث یکی از دختر خاله هام شد که از شوهرش جدا شده شوهرش چقدر اذیتش کرد من حالم خیلی بد شد خیلی باهاش همزاد پنداری میکردم عصبانی بودم داشتم خودم میخوردم سادم اذیتای که ب خودم شده بود افتادم خودمو میذاشتم جای دختر خالم  خلاصه مامانم یهو اومد ی چیز ب دختر خالم گفت  یه لحطه ترکسدم از عصبانیت گفتم مامان این چرت اندر پرتا چیه خلاصه  من منظوری ب مامانم نداشتم واقعا نمیخپاستم ب مامانم چیزی بگم که یهو خواهرم که پنج سال ازم کوچیکتر جوری داد زد سرم جلوی شوهرم هرچی از دهنش دراومد بهم گفت یهو اره تو داری با مامان بد حرف میزنی تو فلانی تو بهمانی تو این جوری  هرچی از دهنش در اومد بهم گفت جلوی شوهرم منو له کرد لهه  بچها حتی خواهرمم میدونست من منظوری ندارم  میدونست این کارو کرد 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2824
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

جهیزیه

malakehhh | 4 ساعت پیش
2791
2779
2792