سلام من نمیدونم مشکلم کجابگم یااصن اینی ک میگم مشکله یافقط احساس خودخواهانه منه نمیدونم..خواهرم ۲سالیه جداشده ی نوجوون ۱۳ ساله هم داره واقعادیگ خسته شدم این بچش ازوقتی جداشده همش خونه مامیارش رسماماداریم بزرگش میکنیم پدرش مرد عصبی و خوش اخلاقی نیس ولی بهرحال پدرشه برای بچش خوبه ولی تمام روز هفته میارش خیلی خستم بعضی وقتاباخودم فکرمیکنم ک مستقل بشم و خونه جدابگیرم بچش اخلاقو همه چیش عین پدرشه قدرنشناس احساس میکنم از خواهرم داره سواستفاده میکنه حتی ب خودش زحمت نمیده کمترین چیزیو ازپدرش تقاضا کنه چون مادرش ینی خواهرم سرکارمیره هزینه هاش هرچی هس براورده میکنه تاحالاچندین بارشده دعواوبحث کردیم ولی انگاربدترمیشه میگه همینی ک هس بعصی وقتاازشدت غم انقدباخودم حرف میزنم درمونده میشم کارای خونه واشپزی من انجام میدم همیشه احساس تنهایی میکنم اگ ی روزم خاهرم زووتربیادخونه بابچش وقت میگذرونه تمام وقتو سرگرمیش بااونه خیلی تنهام