2777
2789
عنوان

اینستا

209 بازدید | 16 پست

من سه چهار تا پست خیلی وقت پیش اینستا گذاشتم بعد یه مرده اومده دایرکت نوشته از پستاتون خیلی لذت بردم واقعاااا خوب بود!! حالا پستا من معمولیه😕 بعد پیجش دیدم کلی عکس با زن و بچش داشت یعنی چه مرد متاهل میاد دایرکت😕

ذهن انسان متعصب مانند مردمک چشم میماند هر چقدر که نور بیشتری به آن بتابد تنگ تر و بسته تر میشود.

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

یا خداااااااااااااااااااااااااااااااا. خاک عالم

دلت که گرفت.../ دیگر منت زمین را نکش.../ راه آسمان باز است؛‍‍‍‍‍‍‍ پر بکش.../ او همیشه آغوشش باز است.../ نگفته تو را می خواند.../ اگر هیچکس نیست؛ خدا که هست...
تو سن بالا بعضیا بچه میشن

خب چ ربطی داشت؟ 😑😑😑😑

آنه !  تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت  وقتی روشنی چشمهایت  در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود  با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت  از تنهایی معصومانه دستهایت  آیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایت  و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت  حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟  آنه !  اکنون آمده ام تا دستهایت را  به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری  در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی  و اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار تو 

مگه پيجتو خصوصي نكردي؟؟آدم مريض همه جا هست

محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....

نمیدونم چرا  اینستا رو از ف      ی ل ت ر دراوردن

دلت که گرفت.../ دیگر منت زمین را نکش.../ راه آسمان باز است؛‍‍‍‍‍‍‍ پر بکش.../ او همیشه آغوشش باز است.../ نگفته تو را می خواند.../ اگر هیچکس نیست؛ خدا که هست...
پیج زنشو پیدا کن....  اسکرین چتشو واسش بفرس 😂😂

جدیدا مردا گل به خودی میزنن 😒😒😒

آنه !  تکرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت  وقتی روشنی چشمهایت  در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود  با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکیت  از تنهایی معصومانه دستهایت  آیا می دانی که در هجوم دردها و غم هایت  و در گیر و دار ملال آور دوران زندگیت  حقیقت زلالی دریاچه نقره ای نهفته بود؟  آنه !  اکنون آمده ام تا دستهایت را  به پنجه طلایی خورشید دوستی بسپاری  در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی  و اینک آنه شکفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار تو 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

حذف اکانت

noname15w6227777 | -7 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش