اولا که موقع آرایشگاه رفتن برا محضر اصلا با من یا مادرم صلاح مشورت نکرد بعد هم وقتی اومد داخل محضر اصلا با ما احوالپرسی نکرد موقع خواندن عقد هم من اومدم سفره قند بالا سرش بگیرم با کمک اون یکی زن داداشم یهو خودش و مادرش گفتن خودمون میگیریم و زن داداش خودش و دختر عمش اومدن گرفتن داداشم به من گفت تو لازم نیست وایسی مادرش هست بعد از عقد هم سریع با اینکه پدر مادرم وایستادن بودن بهش کادو بدن سریع رفت طرف پدر مادر و خواهر برادر خودش اعصابم خورد شد سعی کردم بشینم و هیچی هم نگم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.