2777
2789
عنوان

مشاعره

| مشاهده متن کامل بحث + 146 بازدید | 18 پست
عشق تو آورد قدح پر زبلای دل منگفتم می می نخورم گفت برای دل منداد می معرفتش با تو بگویم صفتشتلخ و گوا ...

مثل‌ گیسوی تو در باد به هم ریخته ام

بی تو من باز به دامان غم آویخته ام

گرچه رفتی، دل من تا به ابد خانه ی توست

لحظه ها را همه با عطر تو آمیخته ام

از ازل طالع من دم زدن از عشق تو بود

با همین قلب حزین شعر تر ‌انگیخته ام

همچو دیوانه که افتاده به ماهش نظرش

از همان لحظه ی دیدار تو من شیفته ام

اشک چشمان تو شد باعث ویران شدنم

ارگ بم بودم و بعد از تو فرو ریخته ام

جز تو ای عشق نفهمیده کسی حال مرا

مثل‌ گیسوی تو در باد به هم ریخته ام :)

مثل‌ گیسوی تو در باد به هم ریخته امبی تو من باز به دامان غم آویخته امگرچه رفتی، دل من تا به ابد خانه ...


از باغ می برند چراغانی ات کنند
تا کاج جشن های زمستانی ات کنند

پوشانده اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

از باغ می برند چراغانی ات کنندتا کاج جشن های زمستانی ات کنندپوشانده اند «صبح» تو را «ابرهای تار»تنها ...

تو همانی که مرا زود رها خواهی کرد

لحظه ی مرگ مرا زود به پا خواهی کرد 

من همانم که فقط شاعر و شیدای تو شد

تو همانی که به من چون و چرا خواهی کرد 

بند بر مو شدن رابطه تقصیر تو بود

بستگی داشت وفا یا که جفا خواهی کرد

عاشقت بودم و افسوس نمیدانستم

راهمان را چه غم انگیز جدا خواهی کرد 

عاقبت از غم هجران تو من میمیرم 

بعد من با همه ی شهر وفا خواهی کرد 

باورت کردم و ای کاش که می دانستم

تو همانی که مرا زود رها خواهی کرد

تو همانی که مرا زود رها خواهی کردلحظه ی مرگ مرا زود به پا خواهی کرد من همانم که فقط شاعر و شیدای تو ...


قطار می‌رود
تو می‌روی
تمام ایستگاه می‌رود
و من چقدر ساده‌ام
که سالهای سال
کنار این قطار ایستاده‌ام
و همچنان
به نرده‌های ایستگاه رفته
تکیه داده‌ام

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108