من از صبح گردن درد وحشتناک داشتم
شاغلم سرکار بودم برگشتنی همسرم زنگ زد من نصف راه رفته بودم که اونور خیابون دیدمت دوتا جا کار میکنه وایسا بروسونمت منم گفتم نمیخام برو سرکار من نصف راه اومدم چندبار گفت منم گفتم ن با دلخوری میگفتم تصورم این بود زودتر میزنه بیرون دم سرکارم میاد
باورم نمیشههههه رفتتتتت
عکس العملم چی باشه شب پیام داد عقدیم