انقد بااینو اون دعوا کرده اسمش بددرفته
هیشکی محل نمیده بهش من تازه عروس بودم نمیشناختمش باهاش معاشرت میکردم
اخرش گفت شما باعث شدی برای دعوای ما درصورتیکه این پدرش فوت شد خواهرشوهرشو که زن پدرش بود بعد فوت مادرخودش گرفته بودن قبل چهلم پدرش زنه رو شوهر دادن این لج افتاد هرروز خدا دعوا میکردن دوتا جاریا که کنارهمه خونشون همو فوش میدادن ازپنجره
این زنه اومد به من گفت فلانیا پشت سرتو حرف میزنن به اوناهم اززون من حرف میبست میگفت مثلا میخواست منو همسایه رو دعوا بده منم بیخبر ازذات کثیفش هستین بقیشو بگم