قدر خودت و اعصابت و آرامشت رو بدون
۱۷ساله ازدواج کردم
اوایل جوون بودم ناپخته بوذم
اینقدر حرص میخوردم گریه میکردم میگرن گرفتم
اونام خوب نقطه ضعفمو پیدا کرده بودن
یه مدت بعد به خودم اومدم دیدم دارم نابود میشم
وقتی با خودخوری کردن من چیزی درست نمیشد
دیگه ول کردم
اونام دیدن حرفاشون توی من تاثیر نداره
رویه شونو عوض کردن
رحم کن به خودت