پسری ک دوماه بود آشنا شده بودیم
چقد معصوم بود چقد پاک نگام ک میکرد ذوق از چشاش میبارید عاشقم بود . منم دوستش داشتم
خانوادش بخاطر اینکه من مطلقه بودم مخالفت کردن. بعد خانواده منم مخالف شدن
خدایا دلم براش خونه خیلی گناه داره من بهش رنج دادمتورو خدا چیزی بگید آروم شم