دیگه مامانت دوس ندارم ازش بدم نمیاد ها ولی دیگه دوسش ندارم بلاهای زیادی سرم اوردن در حالی که تقصیر خانواده پدریم هس اونا ما رو دوس ندارن هر بلایی بگید سر مامانم اوردن مامانم میگه بابات دوس دارم ولی ماه هاس باهاش حرف نزده فوقش میگه اشغال بذار دم در مدرسشون دیر شد چی میشد پدر و مادر من هم همدیگه رو دوس داشتن مامانم رفت سرکار بابام دیگه هیچی چرا من انقدر بیچارم