2777
2789
عنوان

بد کردم توی این موقعیت رفتم کلاس

176 بازدید | 9 پست

حقوق شوهرم رو دو سه هفته ندادن و من بی پول موندم برای رفتن به کلاسمم نیاز به یه پول بود هی امروز فردا شد تا اینکه روز کلاسم رسید مجبور شدم از مامانم به قرض بگیرم با اینکه خودشون الان خیلییییی نیاز دارن !! ( اگر همسرم زودتر میگفت این چند هفته کم کم میگرفتم ازشون که یهو فشار نیاد) خودشم هیچ پولی از حقوق قبلیش نگه نداشته بود! همرو خرج کرده بود( ولخرجه) حالا انقد بهش گفتم که تازه بعد چند وقت متقاعد شده بعضی وقتا باید پسنداز داشته باشه... ( اما فعلا هنوز حقوقی براشون نریختن ، معلوم نیست فردا باشه یا پسفردا) .....ولی روی من خیلی فشار اومد! من بهش از چند هفته پیش از ماه پیش راجب این کلاس گفته بودم.... 

«به دنیا که آمد پدرش النگوهای عروسی مادرش را فروخت.قوچ چاق و چله ای را زمین زد و تمام درو همسایه و فک و فامیل را نذری داد.وقتی سیزده سالش بود کیف پول مادرش را دزدید.در هفده سالگی یک نفر را کشت. خانواده اش تمام داروندارشان را فروختند تا توانستند دیه دخترک را بدهند.وقتی بیست سالش بود یک تزریقی خیابان خواب شده بود و مادرش شب و روز دعا می‌کرد کسی او را بکشد تا با پول دیه اش بتواند دختران دم بختش را شوهر بدهد. در یک شب برفی زیر پل به قتل رسید،قاتلش جوان معتادی بود که هفت روز بیشتر در زندان دوام نیاورد.» این یک داستانِ ، اثر بلقیس سلیمانی . که با نوشتن این داستان ، بخشي از تفكر مردسالار يعني تمايل افراد به داشتن كودك پسر به جاي كودك دختر را به باد انتقاد گرفته است.                 «کاربری جدید نیستم اکانت دارم و به درخواست خودم تعلیق شدن🧘🏻‍♀️.»
عیب نداره حقوقشو ک گرفت پس بده بهشون

منتظر همینم فردا پسفردا میریزن 

ولی نمیدونم شمام احساس منو میفهمید یا نه ته دلم یجوریه انگار.... نمیدونم چطوری بیانش کنم

«به دنیا که آمد پدرش النگوهای عروسی مادرش را فروخت.قوچ چاق و چله ای را زمین زد و تمام درو همسایه و فک و فامیل را نذری داد.وقتی سیزده سالش بود کیف پول مادرش را دزدید.در هفده سالگی یک نفر را کشت. خانواده اش تمام داروندارشان را فروختند تا توانستند دیه دخترک را بدهند.وقتی بیست سالش بود یک تزریقی خیابان خواب شده بود و مادرش شب و روز دعا می‌کرد کسی او را بکشد تا با پول دیه اش بتواند دختران دم بختش را شوهر بدهد. در یک شب برفی زیر پل به قتل رسید،قاتلش جوان معتادی بود که هفت روز بیشتر در زندان دوام نیاورد.» این یک داستانِ ، اثر بلقیس سلیمانی . که با نوشتن این داستان ، بخشي از تفكر مردسالار يعني تمايل افراد به داشتن كودك پسر به جاي كودك دختر را به باد انتقاد گرفته است.                 «کاربری جدید نیستم اکانت دارم و به درخواست خودم تعلیق شدن🧘🏻‍♀️.»

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

میفهمم عذاب وجدان داری و فکر میکنی واجب نبوده پول قرض کنی بری کلاس 

ولی خب گاهی اوقات پیش میاد 

عیب نداره به زودی بهشون پس میدی 

دوستای خوبم، اگه نگاهتون به این امضا افتاد، سه صلوات به نیت آرامش، خوشبختی و عاقبت‌به‌خیری خودم و خانوادم بفرستین. دعام کنین به هدفم برسم و دل مادرم رو شاد کنم. ان‌شاءالله به حق حضرت زهرا (س)، دلتون آروم، دعاتون مستجاب و دلتون پر از نور بشه.

میفهمم عذاب وجدان داری و فکر میکنی واجب نبوده پول قرض کنی بری کلاس ولی خب گاهی اوقات پیش میاد عیب ند ...

🥲🥲🥲🥲اره همینه ولی اخه من برای این کلاس از ماه پیشش به همه گفته بودم حتی شوهرم براش ذوق داشتم . 

هی دلم میخواد زودتررررر حقوقش بریزن بدم پول مامانمو 

😔😔😔خیلی ناراحتم .

«به دنیا که آمد پدرش النگوهای عروسی مادرش را فروخت.قوچ چاق و چله ای را زمین زد و تمام درو همسایه و فک و فامیل را نذری داد.وقتی سیزده سالش بود کیف پول مادرش را دزدید.در هفده سالگی یک نفر را کشت. خانواده اش تمام داروندارشان را فروختند تا توانستند دیه دخترک را بدهند.وقتی بیست سالش بود یک تزریقی خیابان خواب شده بود و مادرش شب و روز دعا می‌کرد کسی او را بکشد تا با پول دیه اش بتواند دختران دم بختش را شوهر بدهد. در یک شب برفی زیر پل به قتل رسید،قاتلش جوان معتادی بود که هفت روز بیشتر در زندان دوام نیاورد.» این یک داستانِ ، اثر بلقیس سلیمانی . که با نوشتن این داستان ، بخشي از تفكر مردسالار يعني تمايل افراد به داشتن كودك پسر به جاي كودك دختر را به باد انتقاد گرفته است.                 «کاربری جدید نیستم اکانت دارم و به درخواست خودم تعلیق شدن🧘🏻‍♀️.»
🥲🥲🥲🥲اره همینه ولی اخه من برای این کلاس از ماه پیشش به همه گفته بودم حتی شوهرم براش ذوق داشتم . ه ...

نه بابا چرا ناراحت باشی 

قصد داری پس بدی دیگه 

راحت کلاست رو برو و وقتی پول دستتون اومد بهشون پس بده 

دوستای خوبم، اگه نگاهتون به این امضا افتاد، سه صلوات به نیت آرامش، خوشبختی و عاقبت‌به‌خیری خودم و خانوادم بفرستین. دعام کنین به هدفم برسم و دل مادرم رو شاد کنم. ان‌شاءالله به حق حضرت زهرا (س)، دلتون آروم، دعاتون مستجاب و دلتون پر از نور بشه.

حالا دو سه روز دیگه پول می دی مامانت .فکر نکن الکی

نمیتونم فکرم همش درگیره🥲کعی میریزن پولشو پس بدم

«به دنیا که آمد پدرش النگوهای عروسی مادرش را فروخت.قوچ چاق و چله ای را زمین زد و تمام درو همسایه و فک و فامیل را نذری داد.وقتی سیزده سالش بود کیف پول مادرش را دزدید.در هفده سالگی یک نفر را کشت. خانواده اش تمام داروندارشان را فروختند تا توانستند دیه دخترک را بدهند.وقتی بیست سالش بود یک تزریقی خیابان خواب شده بود و مادرش شب و روز دعا می‌کرد کسی او را بکشد تا با پول دیه اش بتواند دختران دم بختش را شوهر بدهد. در یک شب برفی زیر پل به قتل رسید،قاتلش جوان معتادی بود که هفت روز بیشتر در زندان دوام نیاورد.» این یک داستانِ ، اثر بلقیس سلیمانی . که با نوشتن این داستان ، بخشي از تفكر مردسالار يعني تمايل افراد به داشتن كودك پسر به جاي كودك دختر را به باد انتقاد گرفته است.                 «کاربری جدید نیستم اکانت دارم و به درخواست خودم تعلیق شدن🧘🏻‍♀️.»
نه بابا چرا ناراحت باشی قصد داری پس بدی دیگه راحت کلاست رو برو و وقتی پول دستتون اومد بهشون پس بده

اون حسه نمیزاره راحت باشم 

«به دنیا که آمد پدرش النگوهای عروسی مادرش را فروخت.قوچ چاق و چله ای را زمین زد و تمام درو همسایه و فک و فامیل را نذری داد.وقتی سیزده سالش بود کیف پول مادرش را دزدید.در هفده سالگی یک نفر را کشت. خانواده اش تمام داروندارشان را فروختند تا توانستند دیه دخترک را بدهند.وقتی بیست سالش بود یک تزریقی خیابان خواب شده بود و مادرش شب و روز دعا می‌کرد کسی او را بکشد تا با پول دیه اش بتواند دختران دم بختش را شوهر بدهد. در یک شب برفی زیر پل به قتل رسید،قاتلش جوان معتادی بود که هفت روز بیشتر در زندان دوام نیاورد.» این یک داستانِ ، اثر بلقیس سلیمانی . که با نوشتن این داستان ، بخشي از تفكر مردسالار يعني تمايل افراد به داشتن كودك پسر به جاي كودك دختر را به باد انتقاد گرفته است.                 «کاربری جدید نیستم اکانت دارم و به درخواست خودم تعلیق شدن🧘🏻‍♀️.»
نرفتی کلاس بد نکردی، شرایط و پول دست تو نیست. شوهرتم باید یاد بگیره مدیریت کنه و پس‌انداز داشته باشه که اینطوری زور نیاری. تو حق داری وقتی پول نداشتی، از مامانت قرض بگیری. فقط دفعه بعد زودتر بگو که بتونید راه حل داشته باشید.

سلام عزیزای دل 💛من دانشجوی کارشناسی ارشد روان‌شناسی بالینی‌ام و با تمام وجودم اینجایم که کمک‌تون کنم . هدفم از حضورم در نی نی سایت اینه که بتونم همراه و همدل شما باشم تا هر مشکلی که ذهنتون رو درگیر کرده، زودتر و راحت‌تر حل بشه 🌱با استفاده از درس‌هایی که در این رشته خوندم و تجربه‌هایی که توی این سال‌ها به دست آوردم، سعی می‌کنم شنونده‌ی خوبی باشم و راهکارهایی رو پیشنهاد بدم که واقعا به دردتون بخوره ❤️اگه حس می‌کنی نیاز به کسی داری که با دل و جون بهت گوش بده و کمکت کنه، خوشحال می‌شم در کنارت باشم 🤗💬 اگه فکر میکنی نیاز به مشاوره بیشتری داری، می‌تونی به کانال تلگرامم سر بزنی. من هر روزه کتاب‌هایی می‌خونم که نکات طلایی و کاربردی برای حل مشکلات روزمره و بهبود روابط به شما میده. این نکات رو توی کانال با شما به اشتراک می‌ذارم.آیدی کانال: @Ravabet_Zan_Aramesh حتماً اگه مفید بود، با دوستات هم به اشتراک بذار!

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز