2777
2789
عنوان

مرد شکاک

| مشاهده متن کامل بحث + 1200 بازدید | 90 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

پس چرا شوهر من بعد ۱۴ سال خوب نشده و می‌ترسه باز گول بخورم

ببین شوهرمنم کامل درست نشده مثلا میگم میخوام دانشگاه ثبتنام کنم میگه اونجا پسرا متلک میندازن و از این دست چرتو پرتا هنوزم ذهنش پره ولی مثل گذشته یا بیانش نمیکنه یا اینکه واقعا بهبود پیدا کرده چون من تهدیدش کردم به رفتن واقعا هم گفتمش دست ازهمه چیز میکشم ومیرم واینکه ۴پنج سال پیش تلفنی با زنی حرف میزد ودستش واسم رو شد از اون وقت ۷۰درصد تغییر کرد چون کلا ول کردم رفتم وبزور منو برگردوند البته اگر زن مستقلی بودم هرگز به این زندگی برنمیگشتم

ولی خب تغییرهم کرد

حتی محبت کردنش هم خشنهاینم ربط پارانوئید داره؟

کلا حرفا وحرکات ونگاه وبرخورداش همه باشک وتردیده 

اون یاروتعریف میکرد ک نمیتونم بگم اینجا

درخواست میدم بیابهت بگمم

دوستی باهرکه کردم خصم مادرزادشد.           آشیان هرجاگزیدم خانه صیادشد

اگر دوسش داری وفکرمیکنی شاید خوب بشه فعلا بچه نیار یک مدتی صبرکن اگر دیدی بهترمیشه که ان شاءالله خوش ...

واقعا خیلی دوسش دارم

دلم غنچ میره براش بغلش کنم بببوسمش

ولی وقتی اینکارا میکنه ها 

پیشمون میشم از محبت هایی که بهش کردم

میگه اون که اینطوریه بره گم بشه اصلا

ببین شوهرمنم کامل درست نشده مثلا میگم میخوام دانشگاه ثبتنام کنم میگه اونجا پسرا متلک میندازن و از ای ...

ولی قبول داری تو چنین زندگیایی هیچ وقت آرامش نیست. هیچ وقت امنیت نیست. آنقدر میترسم تو خیابون چشمم ب کسی بیفته و این ببینه بگه داری آمار میدی .... همیشه سرم پایینه از ترسم 😔😔

ولی قبول داری تو چنین زندگیایی هیچ وقت آرامش نیست. هیچ وقت امنیت نیست. آنقدر میترسم تو خیابون چشمم ب ...

شما بازم بین خودتونه هرچی هست

شوهرمن اول به مامانش بعد پدربزرگو و مادربزرگم میگه

واقعا خیلی دوسش دارمدلم غنچ میره براش بغلش کنم بببوسمشولی وقتی اینکارا میکنه ها پیشمون میشم از محبت ...

میدونستی اینجور ادما طرف مقابلو خیلی وابسته خودشون میکنن جوری که داری زیر فشار روحی روانی له میشی ولی نمیتونی ازش جا بشی  اگه فاصله سنیتون زیاده که دیگه بدتر 

و ناگهان نوبت تو میشود و خداوند همه چیز را برایت انجام میدهد.🌱

اینقدر توی ذهنشون سناریو سازی میکنن اگر شدتش زیاد باشه راحت بهت تهمت میزنه وهرچی بخوای ثابت کنی بدتر ...

فکر میکنم علی هم اینطوریه

همش تو فکره یهو یه سئوال هایی میکنه


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز