بچه ها من مستاجرم این خونه ای که هستیم
خیلی نمیشناسم کسیو
امشب یکی از همسایه ها یپیرزن اومد زنگ آیفون رو زد
به شوهرم گفت میشه به خانومت بگی بیاد پایین
من رفتم دم در
پیرزنه گفت شما صدای داد من رو نشنیدین آنقدر کمک خواستم؟ گفتم نه چطور شده
گفت دخترم منو کتک زده میخواست با چاقو منو بکشه
دستمو ببین کبود کرده
دستشو نشونم داد واقعا کبود شده بود
دخترش هم ی خانم میان سال بود
از پنجره سرشرو بیرون کرد گفت مامانم حواس پرتی داره خانم و ببخشید ولش کنید
بعد پیرزنه گفت دروغ میگه من حواسم جمعه
گفتم امروز چند شنبه ست حاج خانم ؟ گفت یکشنبه
بعد دخترش چادر سرکرد اومد پایین هی باهم بحث میکردن
منم نمیشناختم واقعا
ی لحظه اومدم داخل برم از صاحبخونه مون بپرسم شما میشناسید اینا رو؟ً هی هم اصرار داشتن جفتشون که نگم به بقیه همسایه ها
دختر صاحبخونه اومد گفت من در این میشناسم خانمه حواس پرتی نداره و با دخترش مشکل دارن ولی شخصیه ولکن
تو این بین هم خانمه مادرش رو برد داخل
بعد خود زن صاحبخونه اومد من بهش رفتم گفتم میشه شما پیگیری کنین و همچین اتفاقی افتاد
گفت والا پیرزنه میاد مسجد هر روز و حواسش پرت نیست و میگفت با دخترم مشکل داریم ولی چیزی نمیگفت آبرو داری میکرد
گفتم بیزحمت شما پیگیری کنین
ولی خیلی خونسرد بود بهش نمیومد پیگیری کنه واقعا
بنظرتون زنگ بزنم پلیس بگم؟؟