شوهرم سه روزه بهم قول یه گردش رو داده ک چایی ببریم و بریم بیرون لذت ببریم
ولی هر بار خانوادش یا داداشاش براش یه کار میزارت جلو پاش
منم عصبی میشم برای شوهرمم مهم نیست عصبی بودنم
امروزم دیگ چایی دم کردم ک قرار شد ساعت سه بزنیم بیرون ک زیاد گرم نباشه
یهو برادرزاده شوهرم اومد ب شوهرم گفت بابام میگ بیا بریم آبپاشی بستان
انقدرررررر حرص خوردم
شوخرمم گفت میرم یه ساعت دیگ میام
تا الان نیومده
خدایی چجوری اروم باشم؟
ولی منو شوهرم یه مدته زیاد میونه خوبی نداریم و مادرشوهرمم لذت میبره از این دعواهامون
با هم زندگی میکنیم
خدایی اومد چ رفتاری داشته باشم؟