2777
2789

بچگی از اون لجبازها بودم که لج میکرد و پرخاشگری

بزرگترشدم کارای خونه رو نمیکردم

الانم که ماباهم زندگی میکنیم بخاطر شرایط روحیم خیلی بی محلی کردم خیلی ناراحتی کررم

خدایا منو ببخش 

کمکم کن

مادر من خیلی سختی کشید هیچکس قدرش نفهمیدحتی من خر

کاشکی ادم بشم از این به بعد فقط خوشحالش کنم

هوالمحبوب 💛                                                    خدایا شکرت 🌱

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

یه متنی خوندم جالب بود می گفت:

دنیا مثل مادر نیست که ظهر سرش داد بزنی و شب برای شام صدات کنه......

دنیا ولمون میکنه تا از گشنگی بمیریم!

پس قدر مادرمون رو بدونیم مادر هیچ وقت کسی جاشو نمی گیره و هیچ وقت تکرار نمیشه توئم از این به بعد سعی کن باهاش مهربون تر باشی و باهاش وقت بگذرونی گاهی وقت ها صحبت کردن باهم در مورد روزمره و...هم خوبه❤❤🌱

زندان واقعی،دیوار ندارد....درون توست و با افکارت ساخته می شود...

منم فکر میکردم خیلی بچه بدیم :صدای تلویزیونو میزاشتم رو ۸ بعضی وقتا ، یا وقتی تو خونه تاپ و شورتک میپوشیدم :پدر و برادری هم حتی نداشتم یعنی منظورم اینکه مذکر اصلا نبوده تو خونه، یا وقتایی ک از زخم زبون های مامانم و بی احترامیاش ناراحت میشدم

الان ک به سن بیست سی سالگی رسیدم تازه متوجه شدم ک هیچکدوم اینا نباید اصلا اذیتش میکرده و من با حجم زیادی فشار و ازار روانی بزرگ شدم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792