دوستم حدودا ۱۸ سالشه و خانواده بشدت پولداری داره خونشون فرمانیه هستش و ۴۰۰ متره یا مثلا لباسای تنش حداقل ده ملیون میارزه، حالا نمیدونم چرا بامن رفیقه 🗿
بگذریم حالا من تولدش دعوت بودم گیر داد بیا اینجا ارایش کنیم اینا، گفتم خونه راحت ترم گفت نیای ناراحت میشم بزور منو برد ، اقا ما رفتیم دست زدم کرم پودرش گفت دست نزن گرونه پولش دادم خدا تومن، اومدم ریمل زدم گفت بسه دیگه تمومش کردی، گفت عطرم ده ملیون پولشه کم بزن، دیدم زنگ زد باباش که اره من ایفون ۱۶ پرو میخوام گوشی خودتو بفروش برا من بخر 😐 برگام ریخت، باباش هم کلی قربون صدقش میرفت و نازشو میکشید
من پدر ندارم و بارها پز پدرشو داده
با همسرم مشکل زیاد داریم و باهاش درد و دل میکردم بعضی وقتا، اون سه ساله دوست پسر داره و همش رابطه ی خوبش با اونم میزد تو سرم
و جالب اینجاست وقتی پدرش بهش گفته دوبی نمیبرمت یا فرانسه نمیبرمت زده زیر گریه که شما خانواده ی مزخرفی هستید غلط کردید بچه اوردید
یا وقتی اجازه ندادن ۱۲ شب با دوست پسرش بره بیرون فحشو کشید به مادرش جلوی من
منکه هیچوقت حلالش نمیکنم و امیدوارم تمام تحقیر هایی که کرد یروز سر خودش بیاد
ارتباطمم باهاش امروز قطع کردم