چرا اینجوریه؟ هی صحنههای بیربط قاطیش میکنن. مثلا اون پسره پستچی که مادرش سالمندان بود، نقشش چی بود این وسط؟ چه ربطی به شخصیتهای اصلی داشت؟ یا اون پسر کوچولو که کشتی میگرفت. یا همونا که اومده بودن تو فرودگاه و خانمه از حال رفت بهش سرم زدن و اون مرده که ویلچر رو جابهجا کرد. اینا با چه هدفی اومدن تو سریال؟ چرا دیگه خبری ازشون نیست؟ وقتی شخصیتی قاطی سریال میشه یا باید از اول با شخصیت اصلی ارتباط داشته باشه یا بعدا معلوم بشه چه نسبتی باهاش داره. سریال یزدان خیلی استثناییه، نمیتونم این ویژگیش رو هضم کنم.
یه قسمتشو دیدم چون بهنوش تبلیغش تو اینستا کرده بود زیاد خوشم نیومد البته سریالای دیگه رو که دنبال میکنم نگاه میکنم کلا یادم رفت اون قسمتو که دکتر معتاد شده بود بی خانمان شده بود علیرضا خمسه دیدم