رفته بودم فروشگاه خرید کنم اگه دیده باشید بعضی استخدام های اونجا به عنوان راهنمایی دور ادم میگردن
خلاصه من داشتم خرید میکردم دیدم یه زن و شوهر جوونم با بچشون داشتن دقیقا چند سانت با من فاصله داشت خرید میکردن یه خانومه که تو فروشگاه کار میکرد همش با اونو حرکت میکرد همش دور این خانواده میگشت
شوهره یه مایع دستشویی برداشته بود به زنش میگفت ببین بوی کدوم خوبه اونو بخریم بعد اون زنه هی میگفت به نظرمه این خوبه ها نه اون خوب نیست اینو بردارید یا مثلا میگفت این خمیر دندون خوبه ها
اخرش زنه برگشت بهش گفت چی پشت سر ما داری میای گمشو دیگه از جلو چشمام برو بینم دیگه
همه داشتن نگاه میگردن یعنی زن رو کامل شست گذاشت کنار من از وقتی اومدم بیرون نمیدونم چرا همش خندم میاد🤣🤣🤣🤣🤣