ما و پدر شوهرم یک زمین شریکی داریم، حدود شش ماهه ما ماهه ما تصمیم گرفتیم بسازیم،
اولش که راضی نمیشد با هم بسازیم، شوهرمم که اصلا چیزی نمیگه
دیگه من رفتم باهاش صحبت کردم اگر شما نمیسازی ،پس ما نصفه خودمون رو بسازیم، دید اینجوریه گفت منم میسازم
الان باز چند هفته است میگه بزارید با بچه ها صحبت کنم، (۶ تا پسر داره) ،در حالی که دیشب همه خونشون بودیم صحبتی نکرد
،شوهرم هم تنها چیزی که گفت به باباش این بود که سیمان دو برابر شده
روز به روز ارزش پول ما کم تر میشه و ما نمیدونیم تکلیف چیه؟امروز صبح دیگه با شوهرم بحثم شد ،گفتم یا با پدرت صحبت کن یا من خونه میخرم ،
اونم میگه من کاری ندارم ،خودت برو بگو
دارم دیوونه میشم،
برم چی بگم بهش ،مدام سر میدوونه مارو
و زمین هم به اسم پدر شوهرمه😭