چرا همش به ما دیکته میکنن که فقط باید بدویی و از زندگی لذت نبری؟
من تا یه سنی خیلی خوب زندگی کردم تا چهارده سالگی زندگیم متعادل بود هم باشگاه میرفتم هم درس میخوندم هم کلاسای هنری میرفتم و یه تعادل عالی تو زندگیم جریان داشت .
بعد گفتن دیگه ورزش و خیاطی رو بذار کنار بچسب به درست تا تیزهوشان قبول شی . منم همه ی تفریحاتو کنار گذاشتم و تیزهوشان قبول شدم ، بعدش گفتن حالا حسابی بخون تا کنکور خوب بدی و زبانم حسابی بخون تا ایلتس بگیری، منو هیچ جا تفریح نمیبردن و خونه نشین بودم . کنکور خوب دادم یکی از بهترین دانشگاه های ایران مهندسی لیسانس گرفتم و آیلتسم گرفتم . تمومه این مدت زندگی نکردم و روزی هشت الی ده ساعت شاید درس میخوندم، تهش دیدم اصلا کار کردن واسه دیگران و کارمندی رو دوس ندارم.
واسه خودم کار ازاد زدم . ولی دوباره به زندگی نرمال برگشتم . الان متاهلم هم کارای خونه رو انجام میدم هم کار ازادمو انجام میدم و هم باشگاه میرم و هم هر روز تو طبیعت پیاده روی میرم و مدیتیشن انجام میدم و این حالت رو دوس دارم اما اطرافیان مدام میگن ارشد بخون ارشد بخون ، کار ازادتم داشته باش در کنارش ارشدم بخون ، چرا همه ی تلاش های زندگیمو نادیده میگیرن و انگار من بدون ارشد ارزش ندارم؟ بعد نمیخوام دوباره به این زندگی نکردنه ادامه بدم چون نمیخوام از کار ازادم بزنم و اگه بخوام ارشد بخونم دوباره باید از لایف استایل سالمم بزنم .
واقعا این چه زندگیه که جامعه و بزرگترا به ما دیکته کردن