2777
2789

بابام. 

همیشه همه جور هوای مامانمو داشت اگه درگیری پیش میومد بابام انقد ناراحت میشد ک خودشو میزد خنده داره ها اما اصن دلش نمیخواست مامانم ناراحت شه. همه چیو می‌پیچوند ک بیاد پیش مامانم.. تعریف می‌کرد سربازیش رو انداخت شهری ک مامانم بود.

وقتیم مامانم حامله بود خیلی اوضاعش خراب بود ولی بابام یه بارم بهش غر نزد هی براش سرم میزد غذا می‌آورد.... 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بابام. همیشه همه جور هوای مامانمو داشت اگه درگیری پیش میومد بابام انقد ناراحت میشد ک خودشو میزد خنده ...

نگفتم خوب ترین مرد گفتم پاک ترین مرد

گرچه چنین مرد خوبی یقینا پاک هم هست دیگه

اره چون شوهرته

نه اتفاقا آدم گیریه و اخلاق بد زیاد دار اما هم چشمش پاکه هم دلش هم دستش، یه قرون اینور اونور نمیکنه یبار سر بلند نکرده ب نامحرمی نگاه کنه و خیلی چیزای دیگ وگرنه تا دلت بخواد میتونم از اخلاق بدشم بگم

نه اتفاقا آدم گیریه و اخلاق بد زیاد دار اما هم چشمش پاکه هم دلش هم دستش، یه قرون اینور اونور نمیکنه ...

الان برگردی قدیم با مردی با این خوبی ها و بدی ها ازدواج میکردی؟

2790
2778
2791
2779
2792