دختره پسره باهم میره خونه دیت اول بوده پسره مشکوک بوده رفتاراش دختره ام اینو میفهمه
پسره دختره رو میبره اتاق خوابش و بهش میگه ی روغن خاص دارم میخام بریزم رو بدنت و ماساژت بدم دختره ام قبول میکنه وقتی ک روغن میریزه بدن دختره شروع میکنه ب سوزش دختره ام مشکوک میشه و میره بیرون از خونه و میره داروخونه دکتر توی داروخونه بهش میگه این ی مواده شیمیایی برا تجزیه اجسام خلاصه دختره با پلیس میره دم خونه پسره وقتی میرسن اونجا توی انبار خونشون ۸ تا جسد سوخته دختر میبینن