2777
2789
عنوان

مادراتون چه قدر محبت میکنم بهتون

207 بازدید | 17 پست

به خصوص متاهلا....چند روز یه بار بهتون سر میزنه ....اصلا سر میزنه؟ تو بارداری و زایمان چه قدر کمک حالتون بود 

خلاصه چه قدر مادری کرده 

فقط که نباید پدر و مادر راضی باشند از اولاد...اولادم باید راضی باشه از پدر مادر...من که همش آه میکشم از دستشون





خدایا چنان کن سرانجام کار تو... خوشنود باشی و ما رستگار🙂

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

منی که ۱۵ ساله ندارمش و حسرت یک ثانیه شنیدن صداش مونده تو دلم توروخدا قدر مادراتونو بدونید مادرا مق ...

همه مادری ام با محبت نیست...آدما باید تا زنده هستن به هم محبت کنن ....تا لااقل خاطره خوشی ازشون بمونه

خدایا چنان کن سرانجام کار تو... خوشنود باشی و ما رستگار🙂
منی که ۱۵ ساله ندارمش و حسرت یک ثانیه شنیدن صداش مونده تو دلم توروخدا قدر مادراتونو بدونید مادرا مق ...

خدا رحمتش کنه

خدایا چنان کن سرانجام کار تو... خوشنود باشی و ما رستگار🙂
هیچی که هیچیفقطم سپردمش به اون بالاییه خودش داره همرو میبینه و میشنوه

چند وقت پیش با منت قبول کرد بچه هام رو نگه داره...غروب که برگشتم از سرکار انتظار داشتم حداقل یه دمپختک درست کرده باشه تعارفم کنه شام بمونم...اما گفت من و بابات دیر نهار خوردیم واسه همین  دیگه شام درست نکردم...عملا گفت یعنی برو خونتون...یا حامله بودم زنگ میزد می‌گفت به به امروز فلان غذا رو داشتیم!!!

خدایا چنان کن سرانجام کار تو... خوشنود باشی و ما رستگار🙂

شاید ماهی یبار ی توک پا بیاد بره 

باردار شدم هیچی نمیتونستم بخورم می‌پخت حالم بد میشد زنگ میزد می‌پرسید چی خوردی میگفتم هیچی میگفت پاشو هر چی دوس داری درست کن انگار من منتظر اجازه ام 

داشتم زایمان میکردم 

زنگ زدم گفتم بچه داره میاد گفت برو بیمارستان  

باز هم خدا خیرش بده اجازه داد

شاید ماهی یبار ی توک پا بیاد بره باردار شدم هیچی نمیتونستم بخورم می‌پخت حالم بد میشد زنگ میزد می‌پرس ...

مادر من هیییچوقت نمیاد سر بزنه هیچوقت...مگه اینکه خودم دعوت کنم...که اونم با ناز و ادا ساعت ده شب میان دوازده میرن...

خدایا چنان کن سرانجام کار تو... خوشنود باشی و ما رستگار🙂
شاید ماهی یبار ی توک پا بیاد بره باردار شدم هیچی نمیتونستم بخورم می‌پخت حالم بد میشد زنگ میزد می‌پرس ...

اینم می‌گفت بابات از زنی که تازه زاییده خوشش نمیاد...من میام خونت تو نیا...اومد ولی می‌نشست من با شکم پاره غذا بذارم جلوش

خدایا چنان کن سرانجام کار تو... خوشنود باشی و ما رستگار🙂
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792