2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ادم بشدت مغروری بود. روم نمیشد باهاش توی جمعی برم. دنبال زیربغل مار بود. دختر رو بلد نبود و مهم ترین موردش این بود که دقیقا روزایی که نیاز داشتم کنارم باشه نبود. برای پام یه اتفاقی افتاده بود زن زدم بهش و گوشیش خاموش بود. زنگ زدم به دوستش که دوست خودمم بود اومد کمکم کرد برد پیش مامانش. اونم بعدش اومد و برگشتنی، من با اون پا چهارطبقه رو خودم اومدم پایین و خودش زودتر رفته بود و ذره ای کمکم نکرد. یروز گفتم بریم سس=یتی اسکن، گفت با محمد میخوایم بریم استخر، اگ نرفتم میام. فکر کن!!!!! بعد دوماه برگشت و اسممو تتو کرده بود، گل میگرفت، خوراکیای مورد علاقم، حتی گریه کرد اما بره گم شه مرتیکه

ي ادم رواني تاكسيك ك پارانوئيد داشت نصف شب از خواب بيدارم ميكرد زنگ ميزد تصويري ببينه خونه ام يا نه 

اگ زنگ ميزد ج نميدادم واااي قيامت ميشد 

خونه داييم اجازه نداشتم برم چون مجرده 

بيرون فقط با مادرم اونم هرموقع رواني زنگ زد بايد جواب ميدادم هميشه هميشه حتي خواب اگ ج ندم فك مبكرد جايي دارم خيانت ميكنم بهش 

مشروب ميخورد توهم ميزد ك خيانتكاري حالم ازش بهم ميخوره حروم زادع

يا رب💚

من نمیدونم چرا کلاً یجوریه حالا امتحانا تموم شه بیاد معلوم میشه میاد دیدنم ولی جواب پیامم نمیده 

سه روز تعلیق بودم😅 این🌵همون عشق توعه برای خودم لباسش کردم و حالا تقدیمش میکنم به خودت 🪡یاد نی نی سایت محله قدیم کوچه دیوونه ها بخیر

چندماه اصرار کرد که باهاش دوستشم 

یه روزم بیرون بودیم گفت باید تموم کنیم این رابطه رو

همون موقع گوشیش پیام اومد مهشيد جون بود😁دیدم بندو اب داده

خدافظی کردیم تموم شد رفت 

یکسال میگذره چندباری خواست برگرده اما خب دیگه بودنش واسم اهمیت نداشت

ایقد بی اهمیته واسم که حتی بلاکشم نکردم 

ما اولین جایی که رفتیم کوه صفه بود

شبم بود رفتیم 

بعضی شبا میره کوه صفه و استوری میذاره

میدونم میخاد یاد من بیاره اون روزا رو 

میخاد خاطرات رو زنده کنه 

اما برا من مرده دیگه


آشوب درونش را نه کلمات می‌توانست بیان کند و نه فریادها ... 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108