سوژه شماره ۵***
علیرضا!
ی پسری ک از همه ی اینایی ک گفتم پولدار تر بودن.
کارخونه چند تااا
ماشین شاسیه فلان
زندگیه فلان
این بچه ۲ سال از من کوجیکتر بود.
۶ سال باهم اشنا بودیم، رل بودیم.
از قضا
این پسزه خیلی سرد بود.
بچه بود
بداخلاق بود
پول باباشو تو سر من میزد
ی اب معدنی تو دوران دوستیمون نگرفته بود
ی کادویی ک ب دل من بشینه
ی محبت خاص
هیچییی
یکطرفه دوستش داشتم
فرستادمش باشگاه
چه بدنییی ساختم از ی پسر ۱۵_۱۶ ساله.
مشقاشو مینوشتم
امتحاناشو میدادم محازی بود
چقدر من براش انشا نوشتم.
اولین کسی بود ک من بغلش میکردم (۳ سال اول ک فک میکردم گناهه، سال چهارم رفتم بغلش کردم).
مامانش همه جوره کنترلش میکرد
بی عرضه بود
تو یه ماااه
یساعتم نمیتونست بیاد منو ببینه.من
هر چقدر جلو میرفتم.اون عقب تر میرفت.
تا اینکه
ولش کردم