2777
2789
عنوان

حرف هایی به خدا

41 بازدید | 1 پست

خدایا حالا که حس میکنم سختی ها رو پشت سر گذاشتم حالا که زندگیم رو روال افتاده حالا که دردام تموم شده ولی چرا خوشحال نیستم چرا دردای گذشته ولم نمیکنه چرا ظلم هایی که بنده هات بهم کردن از دلم پاک نمیشه خدایا زخم اون دردا همیشه رو قلبمه 

تا یکی میبینم که غم داره دلم میگیره خدایا هوای ماها رو داشته باش سخت امتحان مون نکن من دیگه شاید هرگز نتونم خوشحال باشم،هرگز نتونم از ته دل بخندم 

بیاین ظلم نکنیم تا میتونیم به کسی آزار ندیم اگه پدرو مادریم حق فرزندانمون رو ادا کنیم اگه فرزندیم حق پدر و مادر مون رو بچه ها خیلی گناه دارن خیلی بی دفاعن تو رو خدا حواستون بهشون باشه چون زخم های بچگی شوند هیچ وقت  ترمیم نمیشه

واسه من نمیتونم وجود نداره اگه بخوام حتما میتونم خدایا به امید خودت💪

نمی تونی بخندی ولی می تونی شاد باشی فقط گذشته خودت بپذیر وقتی قبول کنی یه ارامش خاصی میگیری میدونم چی میگی وقتی یکی رو تو شرایط خودت می بینی دلت خون میشه

او با قلمش طرح نگار می نویسد از هفت جهان رنگ دلخواه می نویسد حال که در این حالم به قلمش باور دارم خوش می اید ز دلم برون می رود غم دروت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792