جدیدا یک کتابی میخواندم به نام زنان فیثاغورثی که ظاهراً اولین زنانی هستند که احتمال داره تعلیم و نشر آثار فلسفی داشتهاند...
اشاره جالبی به عقاید فیثاغورث داشت.
یکی از عقاید اساسی فیثاغورث تراکوچ ارواحه که چیزی شبیه همون تناسخه...
نقل کرده اند سگی بوده که صدای زوزه اش فیثاغورث رو یاد دوست فقیدش میانداخته و با اینکه سگ مزاحمت ایجاد میکرده فیثاغورث از تنبیه و برخورد باهاش پرهیز میکرده و از این بابت مورد تمسخر قرار میگرفته...
همچنین از سر همین عقاید خوردن لوبیا و حضور در مزرعه لوبیا (ارتباط معناییاش مشخص نیست.) در آیین و مسلک فیثاغورثیان ممنوع بوده و یک زوج که از شاگردان فیثاغورث بودند و تحت تعقیب حاکمان وقت بودند به خاطر اینکه از مرزعه لوبیا رد نشن مسیری رو انتخاب میکنند که به دام افتادنشون رو حتمی میکنه و در مسیر زبان خود رو میبرند تا اسرار و آموزههای فیثاغورث لو نره...
به نظرم مطالعه عقاید آدمها و سیر عقاید آدمها در تاریخ فارغ از درست و غلطش خیلی جالب و عبرت آموز و تامل برانگیزه...