شوهر بی مسئولیتم کاری نمیکنه ما تو یزد خونه داریم ( خانواده هامون زنجان هستن) نیگم بریم یزد دیگ میگه نه یزد گرمه کجا بریم یه ماه هم میمونیم با من اصلاااا خوب نیست یه هفتست میگم مریضم منو دکتر نمیبره تنهایی هم نمیتونم برم نمیزاره
نزدیکم نمیشه
میگ زیاد ب زن رو بدی هار میشه
از اون بدتر مادرشه با من حرف نمیزنه دم ب دقیقه تیکه میندازه فحشم میده بچه هامو نفرین میکنه فحش میده
خستم کردن
نمیزاره راحت باشم
تو خونه موقتی هستم یجوری رفتار میکنه فکر میکنم سربار همشونم
پیش شوهرم الکی خودشیرینی میکنه پشت شوهرم بیفته کلی حرف میگ بهم
تازه از قهر خونه بابام برگشتم دیگ نمیزارن برم
حتی شوهرم میگ رفتیم یزد هم نمیبرم ک خدافظی کنی باهاشون
دلم به خودکشی میخاد ولی بچه هام چی؟
یا برم یه تیمارستان