امروزباشوهرم اومدیم ازخانوادش سربزنیم یه جعبه شیرینی گرفتیم که دست خالی نباشیم.سرشب چایی میخوردیم دختروپسر ودامادشونم بودن.مادرشوهرم شیرینی اورد به همه تعارف کرد برداشتن بعد منوجاخالی داد به پسردیگشم که کنارمن بود تعارف زد بعد برد اشپزخونه.ازخجالت جلوهمه آب شدم
جااااان؟؟؟؟؟ ببین من خیلی مودبم ب خدا ولی کسی بهم انگ بی عفتی بزنه آتیشش میزنم خراب یعنی چی ؟؟؟؟خرا ...
مامان من مثلا اینقدماروبا ادب باراورده که حالا نمیتونم ازحق خودم دفاع کنم .خودش جوونی هاش مطرب بوده تومجلس عروسی واسه زنا اوازمیخونده حالا به من میگه خراب
من کم نکشیدم ازاین مادرشوهر .شوهرم خیلی خوبه ولی حالم ازش بهم میخوره چون تواین خانواده بزرگ شده.پدرم دراومدتااخلاقشو یکم عوض کردم.الانم واسه چشم روبدیهای مادرش میبنده ازش متنفرم با اینکه خیلی هواموداره