نیم ساعت پیش همسر مو بیدار کردم گفتم پاشو شیفت توعه بچه هارو نگهداری من بخوابم 😭سرم درد میکنه بیدارم نکن
قرص خوردم خوابیدم تا چشمم گرم شد گفت شرمنده ها بچه ها شیر میخوان زحمت شو بکش بعد دیگه ما میریم تو بخوابی 🥲
فقط دلم میخواست سینه ها مو بکنم بندازم جلو شون😭😂اثرات قرص و ... هر چی بود پرید حالا برق و روشن کردن نشستن منو نگاه میکنن همسرم رفت چای بزاره بلکه از دلم دراره😭