2777
2789

نه. نباید همه چی رو گردن قسمت و این خرافه بندازیم. 

زن بودن یعنی هر روز با کلیشه‌ای بجنگی که به جای توانایی‌هایت، ظاهرت را قضاوت می‌کند. لطفا به زنی نگویید زیبا. زیبا سازی زنان باعث میشود تواناییها و کرامت انسانیشان دیده نشود. به بازیگر خوب زن نمیگویند چه عالی بازی کرد، بلکه متاسفانه میگویند زیباترین زن است. نگوییم زنها احساساتی هستند، چون احساسات لزوما منفی نیستند و انسان خالی از احساس، وجود ندارد. به این بهانه، زنان را سرکوب نکنیم. 🦢 کودک، یک انسان کوچک نیست. یک انسان کامل است که هنوز در حال رشد است.در خانه، فرزند فقط نیاز به غذا و لباس ندارد.او به احترام نیاز دارد، به امنیت روان، به محبت بی‌قید و شرط.او حق دارد نظر داشته باشد، حتی اگر بچه است.حق دارد اشتباه کند، بدون این‌که خجالت‌زده یا سرزنش شود.حق دارد شنیده شود، حتی اگر هنوز بلد نیست جمله‌هایش را درست بسازد.حق دارد خودش باشد، نه شبیه خواسته‌های والدینش.هیچ خانه‌ای کامل نیست، اما خانه‌ای که در آن کودک احساس ارزش، امنیت و عشق کند، خانه‌ایست که آینده را می‌سازد.

لابد دیگه وگرنه من با اینهمه خاستگار و تمایل ب ازدواج نباید تاالان مجرد میموندم یا قسمته یا طلسم یا خریت شایدم شانس 

چند سال دیگه معلوم میشه

میخام ب خانواده تم هیچی نگم برعکس همیشه اروم اروم وسایلامو جمع کنم ی روز مونده ب رفتن برم چمدون بخرم بریزم توش و برم ،بابا اگر سر کار بود مهم نیست مامانم سر کارش بود مهم نیست خانواده بودن نبودن دیدم ندیدم مهم نیست  میخام بدون ندیدن و خداحافظی کردن برم ،من اومدم ک سال اخر قشنگی داشته باشیم خیلی تلاش کردم و قشنگ هم ساختم اونا بلد نبودن قشنگی بسازن دل شکستن،اینجا ک نوشتم برای کسی ننوشتم برای خودم نوشتم چون چندین بار در طول روز امضای خودمو میخونم و هر قسمتش ی غم و شادی را یادم کیاره ک باید بمونه، ...غمگین ترین تصمیم مهاجرت بود ک خیلی طول کشید تا بپذیرم و برم دنبالش،ولی الان بابت اون تصمیم غمگین طولانی خوشحالترین و شکرگذارترینم،خوشحالم ک در کنار اصیلترین دیندارترین غیورترین فرزندان کوروش💔 نخواهم زیست *امروز دلم خواست بنویسم نزدیک ب پانزده ساله منتظرم امروز ک روزها را شمردم دلم ب حال خودم سوخت پونزده ساااال هرشب انتظار و دعا و نذر و نیاز و شکست ...دعام کنید حتی الانم با ناامیدی و خستگی نوشتم دعام کنید یعنی تموم میشه این انتظار یا اینکه من تموم میشم؟ امروز هفده مهر نذر حدیث کسا برداشتم برای انتظار میدونم ک پشت این میام مینویسم انتظار پونزده ساله من ب لطف پنج تن آل عبا تموم شد و همه چیز اونجور ک میخاستم با خوشحالی و رضایت و برکت سر اومد💕😍یادتونه اول پروفایلم نوشته بودم از سگ کمتر و اینا؟ب خاطر امتحانم نوشته بودم،اون آزمون به سر رسید با موفقیت بزرگ و خوشحالی و خوشگذرونی بزرگتر و خاطرات شیرین تر به پایان رسید♥️اونقدر شیرین ک شب ازمون مصاحبه ام اوکی شد،و تا چند روز دیگه دختر زیبای گیسو کمند چشم تیله ای می‌ره ب هامبورگ زیبا💌😅بزنید دست قشنگه را،ماشالله لاحول و لا قوة الا بالله آل‌علی العظیم استغفرالله ربی و اتوب و الیه هیچوقت از اینا ننوشتم ولی الان دلم میخاد بنویسم♥️💝😌

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نه. نباید همه چی رو گردن قسمت و این خرافه بندازیم.

خب اگه قسمت نیست چرا با دوست پسرت نمیشه با بعضی ها که میخوای نمیشه یهو یکی میاد همه چی خود به خود جور مبشه

همه چیز درست میشه

لابد دیگه وگرنه من با اینهمه خاستگار و تمایل ب ازدواج نباید تاالان مجرد میموندم یا قسمته یا طلسم یا ...

من خیلی‌ خواستگار دارن ولی دلم به هیچکدوم رازی نمیشه و فقط یه پسرم می‌خوام که دوسم نداره

همه چیز درست میشه

من خیلی‌ خواستگار دارن ولی دلم به هیچکدوم رازی نمیشه و فقط یه پسرم می‌خوام که دوسم نداره

توکل بر خدا کاش اوضاع ماهم ی جوری اوکی شه سر و سامون بگیریم دلم میخاد بتمرگم سر زندگیم ولی هیچی جور نمیشه

ب قول حبیب یا نفت هست قیف نیست یا قیف هست نفت نیست 

ب حق امام حسین قیف و نفت باهم باشن اینسری دیگه

میخام ب خانواده تم هیچی نگم برعکس همیشه اروم اروم وسایلامو جمع کنم ی روز مونده ب رفتن برم چمدون بخرم بریزم توش و برم ،بابا اگر سر کار بود مهم نیست مامانم سر کارش بود مهم نیست خانواده بودن نبودن دیدم ندیدم مهم نیست  میخام بدون ندیدن و خداحافظی کردن برم ،من اومدم ک سال اخر قشنگی داشته باشیم خیلی تلاش کردم و قشنگ هم ساختم اونا بلد نبودن قشنگی بسازن دل شکستن،اینجا ک نوشتم برای کسی ننوشتم برای خودم نوشتم چون چندین بار در طول روز امضای خودمو میخونم و هر قسمتش ی غم و شادی را یادم کیاره ک باید بمونه، ...غمگین ترین تصمیم مهاجرت بود ک خیلی طول کشید تا بپذیرم و برم دنبالش،ولی الان بابت اون تصمیم غمگین طولانی خوشحالترین و شکرگذارترینم،خوشحالم ک در کنار اصیلترین دیندارترین غیورترین فرزندان کوروش💔 نخواهم زیست *امروز دلم خواست بنویسم نزدیک ب پانزده ساله منتظرم امروز ک روزها را شمردم دلم ب حال خودم سوخت پونزده ساااال هرشب انتظار و دعا و نذر و نیاز و شکست ...دعام کنید حتی الانم با ناامیدی و خستگی نوشتم دعام کنید یعنی تموم میشه این انتظار یا اینکه من تموم میشم؟ امروز هفده مهر نذر حدیث کسا برداشتم برای انتظار میدونم ک پشت این میام مینویسم انتظار پونزده ساله من ب لطف پنج تن آل عبا تموم شد و همه چیز اونجور ک میخاستم با خوشحالی و رضایت و برکت سر اومد💕😍یادتونه اول پروفایلم نوشته بودم از سگ کمتر و اینا؟ب خاطر امتحانم نوشته بودم،اون آزمون به سر رسید با موفقیت بزرگ و خوشحالی و خوشگذرونی بزرگتر و خاطرات شیرین تر به پایان رسید♥️اونقدر شیرین ک شب ازمون مصاحبه ام اوکی شد،و تا چند روز دیگه دختر زیبای گیسو کمند چشم تیله ای می‌ره ب هامبورگ زیبا💌😅بزنید دست قشنگه را،ماشالله لاحول و لا قوة الا بالله آل‌علی العظیم استغفرالله ربی و اتوب و الیه هیچوقت از اینا ننوشتم ولی الان دلم میخاد بنویسم♥️💝😌

توکل بر خدا کاش اوضاع ماهم ی جوری اوکی شه سر و سامون بگیریم دلم میخاد بتمرگم سر زندگیم ولی هیچی جور ...

انشالله جور بشه و با کسی که دوسداری ازدواج کنی

همه چیز درست میشه

اگه ازدواج قسمت باشه، پس طلاق هم قسمته... پس کل زندگی انسان قسمته... پس ما هیچ کاره ایم.

نه اینجوری نیست مثلا اون ادم سر راه من قرار بگیره اون میشه قسمت من با اختیار خودم انتخابش میکنم بعد تون مسیری ک داریم طی میکنیم دوباره میشه تقدیر ما دوباره هر انشعاب ی انتخاب میده ب ما و شاخه های اون انشعاب ک حاصل انتخاب خودمون هست میشه قسمت

مثلا با ماشین خراب بری تو جاده قسمتش میشه تو جاده موندن یا تا ی مقدار مسیررفتن و...

میخام ب خانواده تم هیچی نگم برعکس همیشه اروم اروم وسایلامو جمع کنم ی روز مونده ب رفتن برم چمدون بخرم بریزم توش و برم ،بابا اگر سر کار بود مهم نیست مامانم سر کارش بود مهم نیست خانواده بودن نبودن دیدم ندیدم مهم نیست  میخام بدون ندیدن و خداحافظی کردن برم ،من اومدم ک سال اخر قشنگی داشته باشیم خیلی تلاش کردم و قشنگ هم ساختم اونا بلد نبودن قشنگی بسازن دل شکستن،اینجا ک نوشتم برای کسی ننوشتم برای خودم نوشتم چون چندین بار در طول روز امضای خودمو میخونم و هر قسمتش ی غم و شادی را یادم کیاره ک باید بمونه، ...غمگین ترین تصمیم مهاجرت بود ک خیلی طول کشید تا بپذیرم و برم دنبالش،ولی الان بابت اون تصمیم غمگین طولانی خوشحالترین و شکرگذارترینم،خوشحالم ک در کنار اصیلترین دیندارترین غیورترین فرزندان کوروش💔 نخواهم زیست *امروز دلم خواست بنویسم نزدیک ب پانزده ساله منتظرم امروز ک روزها را شمردم دلم ب حال خودم سوخت پونزده ساااال هرشب انتظار و دعا و نذر و نیاز و شکست ...دعام کنید حتی الانم با ناامیدی و خستگی نوشتم دعام کنید یعنی تموم میشه این انتظار یا اینکه من تموم میشم؟ امروز هفده مهر نذر حدیث کسا برداشتم برای انتظار میدونم ک پشت این میام مینویسم انتظار پونزده ساله من ب لطف پنج تن آل عبا تموم شد و همه چیز اونجور ک میخاستم با خوشحالی و رضایت و برکت سر اومد💕😍یادتونه اول پروفایلم نوشته بودم از سگ کمتر و اینا؟ب خاطر امتحانم نوشته بودم،اون آزمون به سر رسید با موفقیت بزرگ و خوشحالی و خوشگذرونی بزرگتر و خاطرات شیرین تر به پایان رسید♥️اونقدر شیرین ک شب ازمون مصاحبه ام اوکی شد،و تا چند روز دیگه دختر زیبای گیسو کمند چشم تیله ای می‌ره ب هامبورگ زیبا💌😅بزنید دست قشنگه را،ماشالله لاحول و لا قوة الا بالله آل‌علی العظیم استغفرالله ربی و اتوب و الیه هیچوقت از اینا ننوشتم ولی الان دلم میخاد بنویسم♥️💝😌

نه اینجوری نیست مثلا اون ادم سر راه من قرار بگیره اون میشه قسمت من با اختیار خودم انتخابش میکنم بعد ...

معمولا وقتی میگن ازدواج قسمته، برداشت اکثریت اینطوره که "خدا اون فرد رو برای ما انتخاب کرده و در سرنوشت ما گذاشته".

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز