نمیدونم من که این مرحله رو با سختی گذراندم بجه بزرگ کردن تنهایی وحشتناکه.
باید شاهد حسرتهای بچه ات باشی وقتی میگه مامان پس چرا بابای من نمیاد ؟ چرا ما تنهاییم؟ چرا ما پارک با بابا نمیریم؟ چرا بابا و تو قهرین؟
آدم وقتی بیمار میشه نیاز داره کسی بگه بیا بریم دکتر کسی دکتر رفتنی کنارت باشه ولی خوب تو این همه گرفتاریها باید یاد بگیری تنها باشی و یا وقتی بچه ها مریض میشن هر چقدر هم که قوی باشی باز ترس تمام جونت رو میگیره و نصف شبها واقعا سخته خدای نکرده بچه ات رو ببری بیاری
الان یه هفته هست پسر کوچولوم درگیر ویروس جدید هست تبش پایین نمیاد چند بار بردیم دکتر ولی باز فایده نداشته.
لطفا هیچ وقت هیچ وقت برای طلاق با وجود بچه تاکید میکنم با وجود بچه عجله نکنید. بچه ها خیلی زیاد آسیب میبینن .
همه اینجا سریع یه چیز میشه میگن برو شکایت کن برو طلاق بگیر برو فلان کن. شکایت و اینها خیلی راحته بعدش میمونه تمام حسرتهای کودکانه. یک حسرت ساده حتی وقتی تو مطب دکتر بچه ای با باباش میاد.
این رو صرفا درد و دل کردم و از سختیهای این یه هفته گفتم.