من تازه فهمیدم دختر داییم اومده عکسمو از خالم خواسته گفته که ی پسری هست از فامیلا شوهرم و شغلش فلانه پسر خوبیه واینا بعد خالمم فهمیده که فاصله سنیش ازم بالای ده سال اینطرفاس گفته که فکر نمیکنم قبول کنیم و از این حرفا اونم گفته فعلا ببینیم چی میشه خلاصه خالمم فراموش کرده یکی دو هفته بعدش دختر داییم تماس گرفته گقته پسره زنگم زده گفته از فلان طایفه و فامیل زن نمیخوام از طایفه خودم میخوام و فلان امروز فهمیدم اعصابم خورد شد بعد اینکه اولش دختر داییم گقته بوده یکی از اشناهامونه و دقیقا مشخصات پسر داییش که فامیلمونه رو داده بعد من احساس میکنم کلا دروغ گفته دختر داییم همینجوری ی نشونی داده اخه دقیقا نشونی های پسر داییشو گفته بود بعد گفته بود غریبس و اینکه من از لحاظ چهره میگن خیلی سرتر از پسره ام سنشم از من خیلی بیشتره ینی مثلا نپسندیده الکی بهونه اورده؟