2777
2789

من تازه فهمیدم دختر داییم اومده عکسمو از خالم خواسته گفته که ی پسری هست از فامیلا شوهرم و شغلش فلانه پسر خوبیه واینا بعد خالمم فهمیده که فاصله سنیش ازم بالای ده سال اینطرفاس گفته که فکر نمی‌کنم قبول کنیم و از این حرفا اونم گفته فعلا ببینیم چی میشه خلاصه خالمم فراموش کرده یکی دو هفته بعدش دختر داییم تماس گرفته گقته پسره زنگم زده گفته از فلان طایفه و فامیل زن نمیخوام از طایفه خودم میخوام و فلان امروز فهمیدم اعصابم خورد شد بعد اینکه اولش دختر داییم گقته بوده یکی از اشناهامونه و دقیقا مشخصات پسر داییش که فامیلمونه رو داده بعد من احساس میکنم کلا دروغ گفته دختر داییم همینجوری ی نشونی داده اخه دقیقا نشونی های پسر داییشو گفته بود بعد گفته بود غریبس و اینکه من از لحاظ چهره میگن خیلی سرتر از پسره ام سنشم از من خیلی بیشتره ینی مثلا نپسندیده الکی بهونه اورده؟

الان ناراحتی که چرا نپسندیده شمارو عزیزم ؟

ن اصلا چون میدونم من ازش سرتر بودم ولی خودشو نمیدونم چ فکری کرده واسم سواله نپسندیده یا واقعا خانوادش از فامیلای خودشون خواستن زن بگیره

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ن اصلا چون میدونم من ازش سرتر بودم ولی خودشو نمیدونم چ فکری کرده واسم سواله نپسندیده یا واقعا خانواد ...

ولش کن بابا بزار هرجور دوست داره فکر کرده باشه ، معلومه ازش سر تری ، یروز مث سگ (ببخشیدا) پشیمون میشه 

🫂

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز