اولین ترسم اینه که یه روز پدر مادرم نباشن... خودم تشخیص میدم که مهربونن و ذاتشون خوبه و چیزی توی دلشون نیست اما.. حقیقتا توی امر بزرگ کردن فرزند و روش برخورد باهاش خیلی ناموفق بودن! حتی یه کتاب هم حاضر نشدن بخونن براش یا یه مشاور برن! و خلاصه که خيلی وقتا از رفتار بدشون اشکم دراومد، من ازشون کینه ندارم چون میدونم بخاطر محیط خانوادگیشون بوده اما باز هم میتونستن اطلاعاتشون رو تقویت کنن و نکردن! و بابت این کم کاری خیلی ناراحتم
ترس دومم اینه که وقتی پولدار بشم دیگه غرق بشم توی پول و کلا مهربونیمو از دست بدم... از این بیشتر از اولی میترسم.. میخوام همیشه مهربونیمو نگه دارم میدونم که 10 15 سال دیگه جز افراد پولدارم و ميخوام کاری کنم خیلیا گشنه نخوابن خیلیا با ترس از پدر مادر بد نخوابن اما میترسم اونموقع این ها دیگه دغدغه ام نباشن