غروبا که میشه روشن چراغا😃 میان از مدرسه خونه کلاغا یاد حرفای اون روزت میفتم که تا گفتی به جون دل شنفتم عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگ عاقل بودم من یادت میاد به من گفتی چیکار کن گفتی از مدرسه اون روز فرار کن فرار کردم من اون روز زنگ آخر نرفتم مدرسه تا سال دیگر عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من
از ديشب همچيو گذاشتم كنار نه اينستا نه تل خلاصه درگير مجراهاي داغ اين سايت شدم يه جاهايي به حدي خنديدم همه درگير شدن چرا ميخندم يه جاهايي هم حرص خوردم و ناراحت خلاصه فكر كنم بايد اماده شم براي زندگي زناشويي بد نيست اينجا سرك بكشم ببينم زندگي غير مجردي چه خبره😂