خیلی خوبه ها
عاشقشم باهم راحتیم
ولي چون حرف حرف خودشه
وقتی فهمید در گیر رابطه عاطفی یک طرفه شدم
فقط دعوام کرد و گفت فکر نکن بهش و شروع کرد نسبت به اون فرد بد و بیراه گفتن و ...
مشکل من جدی نبود که
فقط لازم بود با یکی منطقی حرف بزنم
اصلا همون حرف زدنه باعث خالی شدن ذهن میشه
نزاشت باهاش حرف بزنم
فقط رید بهم
۳ ماه وقتم رفت و کنکور اردیبشهتمو از دست دادم راحت
نتونستم افکارمو کنترل کنم
هرچی فک میکنم منطقی و با حرف زدن با یه فرد مورد اعتماد مثل مامانم قشنگ مشکل حل میشد
ولی مثل همیشه با مشکلم تنهام گذاشت
الانکه میبینم....خيلي ضرر کردم
خیلی
امیدوارم خدا یجوری کمکم کنه که جبران بشه یا حداقل یکم ضررش کمتر بشه...
مث مامان من نباشید...
الان تازه متوجه شده اگه باهاش حرف بزنم ذهنم خلوت میشه
همراهی میکنه جدیدا یکم
ولی الان خیلی دیره...