خواستگارم مادرش مخالف ازدواجمون شد بدون دلیل..خودش هم صبح وشب هر لحظه بهم پیام میداد یا زنگ میزد الان دیگه خبری ازش نیست بخدا دارم خفه میشم خودش با اصرار اومد حالا هم رفت نمیتونم این روزارو تحمل کنم ایشالا بمیرم از غم وغصه بمیرم راحت بشم از این زندگی من دختر خوبی بودم چرا با من اینطوری کردن اصلا نمیفهمم
فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂
مخالف ازدواج - و فرزند آوری (در تاپیک هایی که نظر میدم فقط به استارتر جواب میدم )موافق با زندگی مستقل و شاغل بودن. خیلی دلم میخواد دوستان خوبی داشته باشم که با هم رشد کنیم✅اگر روزی به هدفم برسم اون روز متولد شدم در تاریخ ۱۴ می ۲۰۲۵ نتونستم موفق بشم و از شدت غم اشک ریختم اما دوباره بلند میشم نه بخاطر حرف بقیه بخاطر قولی که تو تاریکی به خودم دادم ... تنها چیزی که منو شاد میکنه سفر به دور دنیا و کار کردن و کار کردن و کار کردن
منم این روزا شرایط تو رو دارم کسی ک التماسم میکرد اصرار ک بیشتر باهات آشنا شم چقدر التماسم کرد تا قبول کردم و البته آشنای هدفدار ولی یهو رفتش خودمم نمیفهمم حالتو میفهمم
ببین اون مشخصه بدون ننه اش هیچ . حالا اگ میخوای با کسی ازدواج کنی ک ننه اش همه کاره ی زندگیتون باشه برو التماس ننه اش کن ک رضایت بده... بیخیال دخترا . سعی کنید پول در بیارید سعی کنید دستتون بره جیب خودتون . حتی شده توی خونه پول دربیار روری ۵۰ تومن اما با هیچ پسری رفیق نشو . این آشغالا حتی اگ بگیرنت هم ۲ سال بعد منت میزارن سرت ک من گرفتم آدمت کردم و کلی حقارت بهت میدن .. سعی کن انقد خودتو بالا ببری و پیشرفت کنی ک خودشون بیان التماست ک بیا زن پسر ماشو