تو سریال کیمیا
کیمیا هنوز دختر بود ابروهاشم برنداشته بود
یه شب تو همون عالم دخترونگی و نوجونی
خواب باباشو دید
تو خوابش ابروهاش صاااف برداشته و مرتب بود😂فک کنم گریمورا یادشون رفته بود
البته کیمیا خیلییی سوتی داشتا اینو من خودم کشف کردم
بعدیشم مختارنامه
قسمت اخر یکی از یاران مختار شهید شد افتاد لحظه شهادتشم نشون داد
دوتا کوچه اونور داشت تو سکانس بعدی میجنگید با شمشیر😅