اَگر مَرگ به سُراغَم آمَد وَ هَنوز هَمدیگر را نَدیده بودیم فَراموش نَکن که مَن دیدارِ تو را بِسیار آرِزو میکردَم...💔🥀سختههههه نبودنت سختهههه بفهم بفهمممم😔
نه عوضش دعا میکنم هرچی که هست زودتر بگذره و ورق زندگی واست برسه به اون قسمت خوشبختی
در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت