من ی شهر خیلی دور از خانواده ام زندگی میکنم .... حالا با شوهرم به مشکل بررگی برخوردیم خیانت با خانواده ش مشکل داریم و خیلی چیزا ذیگ ...ک میخواستم جدا بشم شوهرم میگه هرجا تو بگی زندگی میکنیم فقط جدا نشیم ....من موندم برگردم تو شهر خودمون یا شهر ک زندگی میکردم بمونم ... اما غربت شدید سخته دست تنهام بچم کوچه اون شهر خیلی گرمه ... و هزاران معایب دیگ ک داره اما میترسم از اینکه شوهرم بیارم جای دیگ چند وقت دیگ بهونه ها مختلف بیاره زندگیمون بدتر بشه بدجور گیجم ک چیکار کنم نمیدونم اون تو غربت دووم میاره یانه چون شهر اونا کوچیک بود همه آشنای هم بودن میشناسهتن همو اما اینجا تهران خانواده من تهرانن نمیدونم😭 نیمیدونم چیکار کنم ج
شوهرم دست پا میزنه ک ببخشم سر زندگیم بمونم بچم ۸ ماهش ... زندگیم اونجا خوب بود من فقط میترسم این جا ...
تصمیمگیری در چنین شرایطی واقعاً پیچیده است، مخصوصاً وقتی پای فرزندت وسط باشد. اگر احساس میکنی که برگشتن فقط باعث تکرار مشکلات و نادیده گرفتن ارزشهای خودت میشود، شاید بهتر باشد گزینهای را انتخاب کنی که بیشترین امنیت روانی و استقلال را برایت فراهم کند. خیانت زخم عمیقی است و اگر حس میکنی که نمیتوانی دوباره اعتماد کنی، ادامهی رابطه بدون احساس آرامش واقعی میتواند سختتر باشد. مهم است که انتخابت بر اساس خواستهی واقعی خودت باشد، نه فقط ترس از تغییر. شاید صحبت با یک مشاور بتواند دیدگاه روشنی برای مسیر آیندهات ایجاد کند.
اتفاقا مردی نیست ک سر گوشش بچرخه مشکل من اون شهر ادماشش از بس همه دیگرو میشناسن غربت برام سخته همین ...
خب قطعا تهران موقعیت کارو درآمد بهتره و خانواده خودتم هستن له لحاظ روحی به آرامش میرسی که رو زندگیت تاثیر مثبت داره فقط احتمال خطا و خیانتم بالاتره دیگه حسابات و بکن.
خب قطعا تهران موقعیت کارو درآمد بهتره و خانواده خودتم هستن له لحاظ روحی به آرامش میرسی که رو زندگیت ...
بدبختی من اینکه تو شهر کوچیک زندگی کردم همه دست کردن تو زندیگم هم خانواده خودش هم بیرونی ها ... همین الانم خیانت از طرف زنی ک آشناست با شوهرم درد دل میکرده شوهر خر احمق منم ساده گی کمیکرده لاس میزد مشکل من همش آشنا هاست ... فک میکنم شهر غریب بهتره