من و این آقا با هم دوست بودیم اومدن خواستگاریم بار اول بخاطر اینکه بهش گفتم باید انگشتر نشون بگیرین بهم زد دفعه دوم بخاطر جابجایی تاریخ کاغذ نویسی مادرش زنگ زد بهم زد این آقا یک هفته قبل اینکه عقد کنه برای من نوشت هنوزم انتخابم تویی هنوزم دوست دارم اما چون خانواده ها حرف همو نمیفهمن به درد هو نمی خوریم درصورتی ک چون ما کفتع بودیم انگشتر تون بیارن این گفته بود م نه بدرد هم نمی خوریم، هفته بعدش عقد کرد انگشتر نشون سنگین هم براش بردن
دلم گرفته از اینکه اینجوری اذیت شدم خدا الهی نگذره از همشون ک منو افسرده کردن
ای خدا اگه به حق این شب عزیز تقاص اینا رو نگیری روز قیامت باید جواب دل شکسته مو بذی