2789
عنوان

شوهرم

110 بازدید | 6 پست

  بچها من خسته شدم از بس ب شوهرم گفتم انقد مارای خودتو نکن فلان کن بهمان کن    از قبل عید قول داد نشروب نخپره  باز کل عیدو خورد 

    الان باز اومده نیگه  امشب بخورم 

     بدم میاد از مشروب خوردن بدم میاد  دوس ندارم با داداشش بیاد تو خونمون بخوره  عذاب میکشم 

   گوش نمیده  میگه تو گیر میدی 

   همه ای کارای که میخوادو انجام میده  فقط ب من نیگه که تاییدیه بگیره همین فقط دنبال اینه بگه من بت گفتم  از اول ازدواج هر شب با داداشش میرفت قهوه خونه بش کفتم اقا من تو این شهر غریبم  بد از کارات هر شب با داداشت نرو قهوه خونه بیا خونه پیش من بریم باهم بیرون  میخوای بری اونجام برو ولی هر شب نه  کمتر برو گفت باش 

 باز هر شب منو خر میکنه میره 

     امشب دیگه عصابم خورد شد  پریشب تا دیر روز بد اظهر درگیر مهمون تموم  کمر گرندنم از خستگی له سده  تموم بدنم درد میکنه 

 گفتم بخوای بیای مشروب بخوری منم میرم بیرون دور میزنم 

 میکه نه بزار مشروب بخوریم بد باهم میریم 

 گفتم نه   من بات دعوا نمیکنم ولی تو بخوای مشروب بخوری عشق حال کنی منم تنهایی میرم بیرون  استراحت میرم ی مافه ای جایی تنهایی خوش میگذروتم  قبول نمیکنه فقط میگه گیر میدی 

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



یه مدت بیخیال شو بخدا جواب میده اون میدونه توحساسی میخواد حرصتو دربیاره من از سیگار متنفرم به شوهرم گفتم حق سیگار کشیدن نداری اونم گفت من اصلا سیگاری نیستم اما بعضی وقتا یه دفعه میگفت میخام سیگار بکشم منم حرص میخوردم بعد یه مدت ولش کردم گفت سیگار میخام بکشم گفتم برامنم بگیر تو بکشی منم میکشم چندبار دیگه ام گفت بعد دیگه نگفت بعد یه مدت گفت میخواستم حرصتو در بیارم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792