ما ۷ تا بچه ایم پدر مادرم ۲۵ ساله ازدواج کردن حقوق پدرم ماهی ۴۰ میلیونههههههه
9نفر بودیم توی یه خونه ۶۰ متری زندگی میکردیم ماشینم نداشتیم مثل قدیمی ها یعنی هر چی از بدی این خونه بگم کم گفتم بابامم یه ادم شکاک و غرغرو همش به مامانم تهمت میزنه مامانمم از دستش دیونه شده و چندین بار دست به خودکشی اورده و مااز بچه تا بزرگسالی در حال دیدن چنین صحنه هایی بودیم بابام تا ۱۹ سالگی کتکم میزد نتها منو بلکه خواهر ۲۲ سالمو کلا بدون دلیل یا با دلیل کتک میزد بخاطر فرار از خونه شوهر کردم بابام ۳ سال پیش ۱۰ میلیون بهم جهیزیه داد حتی یه گرم طلا از خونه پدرم نبردم چون نداشتم اصلا فقط دوسه تیکه ظرف بردم برا جهیزیم واسه شوهرمم یه حلقه ۴ میلیونی ساده ساده خرید منم با غروری شکسته رفتم سر زندگیم توی خانواده پر تنش و عصبی بزرگ شدم🫡 فاصله خونه من با پدرم اینا ۲ ساعت بود توی این ۳ سال فقط ۲ بار اومدن میگفت کرایه ها گروننن من عین بی کس و کارا بودم مثلا وقتی ازدواج کردم میگفتم بابا شوهرم پول نداره دستش خالی شده یه مقدار پول میفرستی برام تا بعد ۱۰۰ هزارمیفرستاد 😐مشکلم اینه شوهرم اوردم خونه پدرم و ولم کرد رفت
الان ۵ روزه اینجام از دست خانوادم کلافم بابام همش توی بشقاب هامون نگا میکنه ببینه چقد غذا میخوریم اتاق نداریم که من حتی بخوام فکرکنم ببینم جدا شم یانه یا اینقد دلم برا شوهرم تنگ میشه حتی نمیتونم گریه کنم از بیقراری تا صبح بیدارم قایمکی بلندمیشه ببینه من تو گوشی ام یانه یهو داد میزنه همی کارا رو کردی شوهرت ولت کرد ساعت ۴ صبحه توی گوشی خب من حالم خوب نیست باید یجوری خودمو سرگرم کنم یا به داداشام میگه اذیتش نکنین مهمونه🥲 اخه من دختر این خانوادم چون ۳ سال نبودم شدم مهمون؟؟؟ کلافه ایم از دستش مطمئنم طلاقم بگیرم از دستش نمیتونم نفس راحت بکشم حتی بیرونم بعید میدونم بزاره چه خاکی به سرم بگیرم توی تاپیک هامم مشکلاتم با شوهرم هست🫠