دوستان راهنمایی کنین من تو عقدم میرم خونه مادر شوهرم پذیرایی نمیکنه توقع داره خودمون چایی بیاریم میوه بیاریم
شما باشین چیکار میکنین یه بار خونشون بودم مهمون اومد قبل اینک بیام بشینم برا همه چایی برده بود پدرشوهرم منکه رفتم مادر شوهرم گف برا خودت چایی میریختی گفتم باشه مرسی چند بار رفت تو آشپزخونه اومد نریخت این مسئله رو شوهرم باهاش مطرح کرده که کارت بده ولی بی فایدست میگه مدیونی فک کنی مهمونی خودت باید چایی بیاری بگی ناهار چی درست کنیم من اصلا اینجوری نمیپسندم خونوادمم اینجوری نبودن چیکار کنم؟
مادرشوهرت ازاون دسته آدماست که دوست نداره جلوت خم و راست بشه یعنی میخواد بگه وظیفه خودتو که کارکنی ر ...
دقیقا بعد جلو همه الکی تعریف میکنه عروسام اینجورین اونجورین دوست داره فقط بشینه سر جاش بعد مراسمیم ک باشه حتما برم کمک منم نمیرم یعنی رفتم چند باری ولی چرا کارایی که خونه بابام نکردم اونجا بکنم؟اونم برای کسی که احترام نمیزاره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نروکم بروشوهرتو بنداز ب جونشیا نروبگو من جایی ک بهم احترام نزارن نمیرناون باید غذادرست کنه چاس بیار ...
دقیقا هر موقع ناهار میخوریم ظرفارو میشورم من انتظار ندارم همش جلوم خم و راست بشه ولی انگشتشم تکون نمیده خودشو سرگرم دعا و قرآنش میکنه شوهرم هفته پیش رفت باهاشون صحبت کرد که احترام نمیزارین اینا هر موقع میره حرف بزنه الکی آبغوره میگیره ولی الان شناختشون فهمیده حرفای من اشتباه نبوده
پس حواست باشه جلوش هی بدشونو نگی شوهرتو برای خودت نگه دار.جلوش بهشون احترام بزار کمک کن.بدیشونو نگوو ...
حرفای چرت و پرتی که میزنه فقط کاش میشد جواب بدم همین امشب چون شوهرم باهاش بحثش شده بود ک احترام نمیزارین میگه مدیونی فک کنی مهمونی فقط لبخند میزنم چی دارم بگم