خریتو همون موقعی کردیم که قبول کردیم باهاشون یه جا زندگی کنیم
من فکر میکردم بابت این قضیه شوهرم قدرمو میدونه
ولی باورت میشه میگه میخاستی قبول نکنی!
من قطعا به زوری یه مریضی بدی از دستشون میگیرم
من چند ساله وقتی بحثمون میشه از ترس اینکه اونا نشنون و نیان بالا وقتی حرصم میگیره فقط ساکت میشینم حرص میخورم
ببین کی دق مرگ بشم