ی خالع دارم دوستیم و من از بچگی پیشش بودم همه چی بهش میگم هربار که با یکی اشنا میشم ی عالمه حرف بد درمورد اون پسره میزنه و یا کلا رفتارای حسود طور.
بعد تا اخرین بار که شک کرده بود که کات کردم وقتی اصرار کرد بگو و من گفتم نیشخند زد و خندید انگار ذوق میکنه هرسری من با یکی کات میکنم
هیچوقت هیچی بهش نمیگم ولی این بار توپیدم بهش فقطم گفتم داری از خوشحالی بال درمیاری نه؟!خیلی کیف میکنی؟!
اونم قهره چند روز حالشم خیلی بده